صاحب بصيرتى مىتواند از اين طريق به حيلهاى كه در ادّعاى آنان وجود داشت برسد ، در آيات ذيل چنين مىخوانيم : « 2 » قلم : « از هيچ فرومايهاى كه بسيار سوگند خورد پيروى مكن ، عيبجويى كه پيوسته سخن چينى كند ، باز دارنده از خير و متجاوز و گناهكار است و خشن ، و پس از آن ناشناخته نسب ، بدان سبب كه صاحب فرزند و ثروت است چون آيات ما بر او خوانده شود گويد :
افسانههاى پيشينيان است » ( 10 - 15 ) ؛ « پس مرا با آنان كه اين سخن را تكذيب مىكنند واگذار تا اندك اندك و چنان كه درنيابند آنان را در گمراهى فرو بريم و به آنان مهلت مىدهم كه مكر من مكرى استوار است .
يا از آنان مزدى خواستهاى و بار چنين هزينهاى بر آنان سنگينى مىكند يا غيب نزد آنان است و آنهايند كه مىنويسند ؟ » ( 45 - 47 ) .
مدّثر : « مرا واگذار با آن كه تنهايش آفريدم ، به او ثروتى بسيار دادم و پسرانى همه نزد او حاضر و نيز كارهاى او را به بهترين وجه برايش مهيّا ساختم و سپس طمع آن دارد كه بيفزايم ، نه ، چنين نخواهد شد . او در برابر آيات ما ستيزه مىكرد و او را به مشقّتى خواهم افكند او انديشيد و طرحى افكند ، مرگ بر او كه چگونه طرحى افكند . او نگريست سپس روى ترش كرد و چهره درهم كشيد و سپس پشت كرده و تكبر ورزيد و گفت : اين جز سحرى كه از ديگران فرا گرفته و نقل مىشود نيست . اين جز گفتار آدميان هيچ نيست . او را به زودى در آتش سقر در خواهم افكند » ( 11 - 26 ) .
فرقان : « گفتند اين افسانههاى پيشينيان است كه صبح و شام بر او املا مىشود و او مىنويسد بگو اين را همان كسى نازل كرد كه راز آسمانها و زمين را مىداند و آمرزنده و مهربان است . گفتند : چرا اين پيامبر غذا مىخورد و در كوچه و بازار راه مىرود چرا بر او فرشتهاى نازل نشده است تا همراه با او مردم را هشدار دهد . يا چرا گنجى برايش افكنده نشود يا براى او باغى نباشد كه از آن بخورد و ستمگران گفتند جز در پى مردى كه سحر شده است نمىرويد . ببين چگونه در مورد تو مثل آوردند و راه را گم كردند و ديگر هيچ راهى را نمىيابند . بزرگوار است آن كه اگر بخواهد براى تو بهتر از اين نيز قرار دهد ؛ باغهايى كه از زير آنها نهرها جارى است و نيز [ اگر بخواهد ] برايت قصرهايى پديد آورد . اما آنان آن لحظه [ قيامت ] را دروغ شمردهاند و ما نيز براى آن كه اين لحظه را دروغ بشمارد آتشى افروخته آماده كردهايم ( 4 - 11 ) ؛ و همچنين اسراء / 78 و 96 .
هامش
( 2 ) آيات قرآن در اينجا بر حسب ترتيب مشهورى كه براى نزول ذكر گرديده مرتب شده است .