است ، و در محرّم 497 فوت كرده ، رجوع كنيد به حاشيهء حدائق السّحر ، ص 100 چاپ نگارنده ، و انساب سمعانى در نسبت « النّطنزى » و بغية الوعاة سيوطى ، ص 231 و در تمام اين مصادر ، نام پدر او را ابراهيم نوشتهاند ، به جاى محمّد كه در ترجمهء محاسن آمده ، در متن عربى محاسن اصلا نام پدر او مذكور نيست .
ص 176 ، س 11 : زردآلوى سبزهچى و انبرود ملچى و سيب آزايش و سيب والنگى هيچكدام معلوم نشد منسوب به چه ، يا كجا است ؟
ص 176 ، س 20 : از احوال خواجه نظام الدّين اسحاق متويه و ركن الملك مسعود اطّلاعى به دست نيامد .
ص 179 ، س 21 : شنقصه ، از كلمات مولده است ، و در عربى به معنى استقصا استعمال مىشده ؛ ليكن در اينجا و در بعضى از متون قرن ششم و هفتم فارسى به معنى استقصاى زياده از اندازه ؛ يعنى جور و بىاعتدالى و تعدّى بىحد به رعايا به كار برده شده ، در راحة الصّدور ، ص 388 چنين آمده است : « تنور شنقصه چنان گرم شد كه همدان بسوخت » ؛ رجوع كنيد ايضا به حواشى همان كتاب ، صفحهء 507 ) .
* * *
محاسن اصفهان ( فارسى ) — صفحة 192
مساهمون: مفضل بن سعد مافروخى اصفهانى
ص١٩٢