فنّ شريف و سرّ لطيف چون زبان در دهن انجمن ، تر و روان بود ، و حضرت دولت ، از قبول اعلام تأويل احلام ، متردّد ، به احضار ابو الطيّب فرمان روان شد ، و از طريق استدراج و امتحان استفتاء ، رؤياى مختلفه ، و خوابهاى پراكنده مىرفت ، و ابو الطيّب سر در پيش انداخته ، قطعا سخن بر سكوت ، زيادت نمىگفت .
علاء الدّوله فرمود : « شيخ ، به جواب ملتفت نمىگردد ؟ » .
شيخ گفت : « دولت علايى در مرتبهء عليا پاينده و مستدام باد ، جواب مزاح و بازى ، از عقل و دانش رخصت نيست » .
علاء الدّوله از تعجّب اين جواب ، خجل و منفعل گشت ، و اقرار به دو داده ، از سر انكار بگذشت .
و از جملهء قواعد و اساسى كه دلالت مىكند بر متانت عقل و رزانت فضل ، و بر آنكه ايشان در تبيين عقول ، و تمييز نفوس بر عقول و نفوس ساير ناس ، رتبت رجحان و زينت مزيّت دارد ، و حاضرتر جواب ، و قادرتر صواب ، و مآثر مأثوره ، و مفاخر مختاره و مشهوره ، آنچه به حكايت مىگويند ، و از مهارت محترفه ، و فراهت پيشكاران ، و حذاقت استادان
اصفهان در هر صنعتى و حرفتى و جملهء فنون هنر و انواع كمالات ، و آنچه از اين معانى بر محك امتحان زده ، و تخليص نقد كرده ، از كورهء اختيار ، استخراج نموده ، درست عيار عيان موافق خبر ديده ، و بهتر چابكدستى جملهء صنايع گرد از روى گذشتگان روزگار برآورده ، در باب تمهيد و ذكر شرح و فصل تحديد از قديم و جديد ،
اگر صد فعل بنويسم حكايت همچنان باقى * وگر صد نكته پردازم معمّى همچنان مشكل
* * *