كه كاروانيان نيز احاديثش را نقل مىكردند و در تمامى مراكز علمى جهان اسلام از آراء وى گفتوگو بود ، و صاحبنظران در استدلالهايشان از نظر وى اتخاذ سند مىكردند .
در حقيقت مكتب فكرى امام صادق برجستهترين انديشمندان ، و زبدهترين فيلسوفان ، و نخبهترين عالمان را عرضه مىكرد . حقيقتى كه در خور ذكر است اينكه :
تمدن اسلامى و انديشهء عربى ، از نظر پيشرفت و جاودانگى و تكيهگاه راستين و ميراث ارزشمند و با عظمتش مديون مكتب علمى و فكرى امام صادق است .
و نيز اين دانشگاه ، امت را به كشف قواعد استنباط ، و نقد حديث ، و كوشش در جهت تأليف و تصنيف ، و تقسيمبندى احكام متوجه كرد ، و اين مكتب ، على رغم كوششى كه براى جلوگيرى از گسترش و شهرت آن به عمل مىآمد ، محل برخورد فكرى عالمان و دانشجويان شمرده مىشد .
در اينجا دوست دارم به نكتهاى اشاره كنم ، و آن اين است كه : حوزهء درسى امام صادق از ويژگيهاى منحصر به خود برخوردار بود مانند : استقلال معنوى ، عدم سازش با دستگاه حكومت ، جلوگيرى از دخالت فرمانروايان در امور آن ، و به طور كلى كوتاه كردن دست زمامداران از رهبرى و برنامهريزى داخلى اين دانشگاه . اين بود كه حاكمان وقت هرگز نتوانستند آن را در جهت مصالح خاص خود به كار گيرند ، و يا آن را در امور حكومتى به همكارى وادارند . با اينكه حاكمان كوشش فراوان كردند كه آن را به استخدام خود درآورند ، اما از آغاز تا انجام هرگز بين آن دانشگاه و حكومت ارتباطى برقرار نشد ، و پيوندى پديد نيامد ، و نه تنها هيچگاه ستيزهاش با ستمگران قطع نشد ، بلكه همواره درگيرى و دشمنى افزون شد ، و اين خصوصيت براى آن دانشگاه خطرآفرين بود .
با اين همه ، على رغم تمامى كوششهايى كه ستمكاران در جهت محو آن مكتب كردند و خشمها و آزارهاى غير قابل توصيفى كه اعمال نمودند ، مكتب جعفرى همچنان استوار و پابرجا باقى ماند .
به هر حال دانشگاه امام صادق همواره از نفوذ حاكمان بر كنار ماند و تحت تأثير سلطهگرانى كه مىكوشيدند افزون بر قدرت دنيوى قدرت دينى را نيز از آن خود كنند ، و عالمان دينى و علم را تحت نفوذ خود بگيرند ، قرار نگرفت .
منصور با تمامى توانش كوشيد تا رضايت و همكارى امام را جلب كند ، اما توفيق نيافت ، و امام رابطهاش را با وى قطع كرد و به يارانش نيز توصيه كرد چنين
الإمام الصادق و المذاهب الأربعة ( امام صادق و مذاهب چهارگانه ) ( فارسي ) — صفحة 99
مساهمون: اسد حيدر
ص٩٩