مقدمه
در فصول پيشين از مذاهب فقهى اسلام و علل انتشار و رواج آنها سخن گفته ، و توضيح داديم كه چگونه برخى از آن مذاهب پس از چندى فراموش و متروك شدند و در نهايت براى برادران سنى ما جز چهار مذهب حنفى ، مالكى ، شافعى و حنبلى پايدار نماند .
مذاهب چهارگانه ، بدون اينكه معارضى داشته باشند و يا كوچكترين خطر و مانعى بر سر راه گسترش و رونق آنها پديد آيد ، همچنان به توسعه و استمرار خود ادامه دادند .
اكنون با كمال واقعبينى و عدالت و بدون اينكه تعصبى بر له يا عليه نشان دهيم ، به زندگى و شخصيت امامان مذاهب ياد شده مىپردازيم ، چرا كه اگر محقق از پشت عينك تعصب به مسائل نگاه كند ، قطعا به حقيقت نخواهد رسيد و واقعيتها را چنان كه هستند نخواهد ديد .
نخستين كسى كه در اين فصل مورد بحث و بررسى قرار مىگيرد ، امام ابو حنيفه است . اين ترتيب نيز صرفا به خاطر تقدم زمانى ابو حنيفه است نه به خاطر برترى مقام و منزلت او ، و اگر چنين مبنايى ضابطه باشد قطعا كارى است كه ديگران بايد بكنند .
اگر در مورد ابو حنيفه به اطلاعاتى كه از طريق پيروان افراطى و غالى او و يا مخالفان و معاندانش رسيده و در دست است بسنده كنيم ، هرگز كمكى به روشن