تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الإمام الصادق و المذاهب الأربعة ( امام صادق و مذاهب چهارگانه ) ( فارسي ) — صفحة 351

مساهمون:

ص٣٥١
است كه استدلال مىشود بر اينكه مسح جايز نيست ، ولى اين روايت بيش از آنكه به منع دلالت داشته باشد به جواز دلالت دارد ، چرا كه در اينجا مسأله عدم عموميت است نه نوع طهارت كه در اين مورد سكوت اختيار شده ، و اين بدان معناست كه مسح جايز است . نيز چنان كه از برخى از صحابه و تابعين روايت شده مسح واجب است . به هر حال در مورد مسح پاها در ميان اهل سنت اختلاف نظر است ، عده‌اى مسح را واجب مىدانند ولى غالبا شستن پاها را واجب دانسته‌اند ، برخى نيز هر دو را جايز دانسته و مؤمنان را در انتخاب هر يك آزاد گذاشته‌اند مانند ابن جرير و داود ظاهرى و ديگران . اما شيعه به استناد آيه
وَ امْسَحُوا بِرُؤُسِكُم وَ أَرْجُلَكُم إِلَى الْكَعْبَيْن

« 1 » ، جملگى بر اين عقيده‌اند كه مسح پاها واجب است . به نظر اينان جمله « و ارجلكم الى . . . » به « رءوسكم » عطف داده شده است ، و اين عطف ، چنان كه در زبان عرب معمول است ، عطف بر محل است . اما ديگران آن را از جمله پيشين جدا دانسته ، و اين در زبان عرب اندك و نادر است و در مواردى روى مىدهد كه چيزى جاى آن را نگيرد ، و روا نيست آيات كتاب خدا را بر موردى حمل كنيم كه نامأنوس و نادرند ؛ اعراب مجاورت ، زمانى جايز است كه حرف عطف وجود نداشته باشد . از نظر اهل بيت وضو درست همان وضوى پيامبر است ، كه او ابتدا صورت و دو دستش را مىشست و آنگاه بر دو پايش مسح مىكشيد . اين سخن ابن عباس درست است كه ما در كتاب خدا جز دو شستن و دو مسح چيزى نيافتيم . در جلد پنجم در اين مورد بحث خواهيم كرد .

اذان و حى على خير العمل

جمله « حى على خير العمل » در روزگار پيامبر جزء اذان و اقامه بود ، اما بعدها ادعا شد كه نسخ شده است . حقيقت اين است كه اين جمله در عهد پيامبر و ابو بكر و بخشى از دوران عمر در اذان و اقامه گفته مىشد ، اما همان گونه كه از ازدواج موقت نهى شد ، از اين جمله نيز نهى به عمل آمد ، [ 46 ] و به جاى آن جمله « الصلاه خير من النوم » نهاده شد . چنان كه مالك بن انس در « الموطّأ » آورده ، مؤذن به قصد
هامش
( 1 ) سوره مائده ، آيه 6 . و سر و پاها را تا برآمدگى پا مسح كنيد .