پيدايى مذاهب
بر اثر كاميابيهايى كه جمعيتهاى مخفى پديد آمده عليه امويان به دست آوردند ، ستارهء اقبال عباسيان درخشيد ، و آنان از نظر سياسى در جامعه فعال شدند .
عباسيان در پيشاپيش حركت و نهضت انقلابى ، كه مردم به منظور انتقال حكومت از امويان به علويان پديد آورده بودند ، قرار داشتند . آنها در شعلهور شدن آتش انقلاب به قصد گرفتن انتقام آل على از امويان شور و تلاش بسيار از خود نشان مىدادند .
شعار انقلاب دعوت به « رضا آل محمد » بود .
با توجه به اين زمينهها ، مردم دست به انقلاب زده ، و صفوف خود را منظم كردند ، و سرانجام در اين انقلاب خونين پيروز شده ، و امويان را از صفحه روزگار برانداختند . اما عباسيان ميوهچين انقلاب شدند . آنان علاقه بسيار داشتند كه خود را با شعار « رضا آل محمد » منطبق كرده ، و مردم را قانع كنند كه اينان همان كسانى هستند كه دعوت به نامشان صورت گرفت و مردم نيز كاملا به آنان اعتماد نمايند و بدين ترتيب خلافت را در خاندان خود موروثى كنند .
طبيعى بود كه اين انديشه مقبول عرب ، به ويژه مردم مكه و مدينه واقع نشود .
اين بود كه عباسيان متوجه غير عرب شدند . مردم مدينه آگاهترين امت به آل محمد بودند و از نزول آيات قرآن و احاديث نبوى در حق آنان ، و توصيههاى پيامبر در مورد اهل بيت اطلاع داشتند . مدنيها شاهد بودند كه اميران اموى با اهل بيت چگونه برخورد مىكردند و آزارشان مىدادند ، و آنان خود از اعمال امويان بيزارى مىجستند و آرزو داشتند به ياريشان بشتابند . بنابراين در مدينه امكان نداشت كه عباسيان خود را از آل محمد قلمداد كنند .
عباسيان براى مصون ماندن از مخالفت عرب ، و نيز پيشگيرى از گرايش و پيوستن آنان به علويان ، به اقتضاى سياست ، به غير عرب روى كردند ، و اميدوار بودند كه بدين ترتيب بنيادهاى حكومت خود را استوار سازند و خشم خود را نسبت به عرب به زمانى ديگر واگذارند .
جنبش علمى و مدينه
مدينه كه كانون علم بود و اصحاب پيامبر و تابعين و اهل بيت در آن زندگى مىكردند ، مركز فتوى به شمار مىآمد و مردم مسلمان در مسائل مهم فقه و