مستدرك ، و ديگر محدثان نقل كردهاند .
طبرانى حديثى از ابو سعيد خدرى نقل كرده است كه پيامبر فرمود : « اهل بيت من در ميان شما مانند در توبه در بنى اسرائيل است [ اشاره به آيه 58 سوره بقره ] ، كه هر كس داخل آن شد ، آمرزيده گشت » .
احاديث صحيح از اين دست چنان فراوانند ، كه گويى دنيا از آنها پر است . اين احاديث ، كه عالمان و بزرگان آنها را نقل كردهاند ، بيانگر اين حقيقت است كه اهل بيت داعيان به حق ، هاديان خلق ، پيشوايان كمال و امامان امت شمرده مىشوند ، و به اين دليل واجب است به آنان تمسك شود ، و از آنها اطاعت گردد ، و دوستشان داشت و ياريشان كرد .
ما يقين داريم ، اگر مسلمانان داراى آزادى رأى و نظر بودند و در اظهار نظر از كسانى كه به نام خليفه بر آنان گمارده شده بود بيم به خود راه نمىدادند ، و امكان آن را مىيافتند كه خود ، با توجه به مصالح عام مسلمانان و عنايت به سعادتمندى همه جانبه مجتمع اسلامى ، نظام حكومتى خويش را برگزينند ، قطعا به اهل بيت رجوع و به توصيههاى پيامبر عمل مىكردند ، و اگر نامزدهاى خلافت داراى شرايط كامل براى احراز زمامدارى بودند كسى نمىتوانست ايرادى بر آنان بگيرد ، هر چند كه دشمن باشد و سر ستيز داشته باشد .
اما حكومت در يك خاندان معين موروثى شد ، فرمانروايى از طريق وصايت و ولايتعهدى از يكى به ديگرى انتقال يافت ، چنان كه ديديم معاويه به زور شمشير و خشونت پسرش يزيد را به خلافت برگزيد ، و پس از وى نيز به همين شيوه عمل شد ، بدون اينكه امت مسلمان در اين به قدرت رسيدنها نقشى و رأيى داشته باشند .
با اين همه اهل بيت همواره هاديان امت بودند ، و در تمامى ادوار چشمها به آنان دوخته شده بود . اينكه مردم به امام صادق توجه داشتند و او را نامزد شايسته خلافت مىديدند ، مدعاى فوق را ثابت مىكند ، چرا كه وى پيشواى اهل بيت و بزرگ اين خاندان در روزگارش بود .
به سخن اصلى ، يعنى « سخنى با بخارى » ، برمىگرديم . اينكه وى احاديث امام صادق را استخراج نكرده و در صحيح خود نياورده به خود او مربوط است ، و از شخصيت و عظمت امام نمىكاهد . او كسى است كه تمامى امت به صداقتش گواهى داده و به همين دليل او را « صادق » لقب دادهاند . شگفت است كه بخارى احاديث شاگردان امام صادق را استخراج كرده ولى از آوردن روايات خود او خوددارى كرده
الإمام الصادق و المذاهب الأربعة ( امام صادق و مذاهب چهارگانه ) ( فارسي ) — صفحة 135
مساهمون: اسد حيدر
ص١٣٥