تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الإمام الصادق و المذاهب الأربعة ( امام صادق و مذاهب چهارگانه ) ( فارسي ) — صفحة 125

مساهمون:

ص١٢٥
اين محدثان صحابى شهادت داده‌اند ، كه حديث غدير در ارتباط با روزى بوده است كه پيامبر آنان را براى بيان مسأله‌اى مربوط به امير المؤمنين دعوت كرده بود . اين شهادت در موارد مختلفى چون : روز شورى ، روزگار خلافت عثمان ، « يوم الرحبة » صورت گرفته ، و در روز تعداد اينان نيز كم نبوده است ، كه در آن روز برخاسته و به صحت حديث غدير شهادت داده و برجسته‌ترين آنان عبارتند از : ابو الهيثم بن تيهان ، ابو هريره دوسى ، ابو سعيد خدرى و . . . و تعدادشان را كمتر از بيست تن نگفته‌اند . همچنين بر اساس روايات متواتر بارها امير المؤمنين از اصحاب پيامبر خواست تا در حضور مردم حديث غدير را براى مردم بازگو كنند ، كه بر اساس اسناد تاريخى على در جنگ جمل ، و « يوم الركبان » در كوفه چنين دعوتى به عمل آورد ، و جمعى از صحابه مانند عمار بن ياسر ، ابن تيهان ، خزيمة بن ثابت ذو الشهادتين ، قيس بن سعد بن عباده ، كه در جنگ بدر نيز شركت داشتند ، به صحت حديث غدير شهادت دادند ؛ و البته كسانى نيز بر اثر احساسات و تعصبات از اداى شهادت خوددارى كردند . على نيز درباره آنان گفت : « خدايا كسى را كه آگاه هست ولى كتمان حقيقت مىكند ، از دنيايش مبر ، مگر آنكه نشانه‌اى پيدا كند تا به آن شناخته شود » . انس به بيمارى برص گرفتار شد ، براء بن عازب نابينا گشت ، و جرير پس از مهاجرت به بدويت برگشت . اينان كسانى بودند كه شهادت خود را پنهان كرده و از اداى امانت و حق خوددارى كردند . و نيز بايد از اين گروه زيد بن ارقم و يزيد بن وديعه را نام برد . حضرت فاطمه ( ع ) نيز به حديث غدير استناد كرد . امام على ( ع ) در جنگ صفين از اصحاب پيامبر خواست تا ماجراى غدير را بازگويند . حسين بن على ( ع ) و عبد الله بن جعفر و گروهى ديگر نيز به حديث غدير استناد كرده‌اند . براى روشنتر شدن حديث غدير بخشى از خطبه پيامبر را در روز غدير مىآوريم .

خطبه پيامبر در روز غدير

ابن جرير طبرى ( د 310 ه . ) در كتاب « الولايه » از زيد بن ارقم چنين آورده است : هنگامى كه پيامبر از حجة الوداع بازمىگشت ، به محل غدير خم فرود آمد ، هنگام ظهر بود و هوا به شدت گرم . پيامبر فرمان داد تا بار از شتران برگيرند و روى هم قرار دهند ؛ آنگاه مردم را به نماز جماعت فرا خواند ، همگى گرد آمديم ، پس از آن پيامبر با بلاغت تمام چنين گفت :