فرزندش حجّت قائم ؛ و اوست كه در دوران غيبت ، انتظارش را مىكشند و در زمان ظهور اطاعتش مىكنند . او زمين را از عدل و داد مىآكند همانطور كه از جور و ستم لبريز شده باشد .
( 1 ) قندوزى روايتى را دربارهء حادثه ولادت امام مهدى عليه السّلام از امام حسن عسكرى عليه السّلام نقل كرده است .
در اين روايت امام به همسرش اشاره كرده ، مىفرمايد :
إنّه سيخرج منها ولد كريم على اللّه عزّ و جلّ ، يملأ الأرض عدلا و قسطا كما ملئت ظلما و جورا . « 1 »
به زودى از او فرزندى ارجمند و گرامى در نزد خداوند عز و جل به دنيا خواهد آمد كه زمين را از عدل و داد پر مىسازد همانطور كه از جور و بيداد پر شده باشد .
( 2 ) اينها رواياتى است كه در منابع عامه از امامان معصوم شيعه عليهم السّلام نقل گرديده و ما تنها نمونهاى از آنها را آورديم . البته در منابع اماميه از همهء ائمه عليهم السّلام به تعداد فراوان رواياتى در بشارت مهدى نقل گرديده كه نيازى به آوردن آنها نيست . امامان معصوم عليهم السّلام صرف نظر از مقام امامت ، انسانهايى پرهيزگار ، عالم و صالحاند كه در منابع روايى اهل سنّت جز ذكر جميل آنها نرفته است و نيز مذهب اسلامى آنها مشهورتر از آن است كه بيان شود . همگى آنها بر مذهب اثنى عشرى هستند و هر يك به امامت خويش و امامت پدران و فرزندان خود ايمان دارند . در پرتو اين سخنان ، دو مطلب را دربارهء مذهب امام مهدى عليه السّلام مىآوريم :
الف ) ممكن نيست معصومين عليهم السّلام به تأييد و بزرگداشت امامى بپردازند كه با آنها اختلاف مذهبى دارد . پس بايد گفت امام مهدى عليه السّلام در مذهب و رويكرد اعتقادى ، همرأى آنهاست و همين امر ، مطلوب و مورد نظر ماست .
ب ) اگر معتقد باشيم مذهب امام مهدى از مذهب امامان معصوم عليهم السّلام جداست در اين صورت يا بايد مذهب او را باطل بدانيم يا مذهب آنها را . از طرفى مىدانيم مذهب حق ، ناگزير و به طور اجماع بيش از يكى نيست و نمىتوان هر دو را باطل دانست پس بايد گفت همهء آن حضرات عليهم السّلام بر يك مذهباند .
( 3 ) 4 . اعتراف شمارى از عالمان اهل سنّت به اين كه أبو بكر و عمر بر امام مهدى عليه السّلام فضل و برترى ندارند ؛ سيوطى از محمّد بن سيرين نقل كرده است :
فتنهاى روى خواهد داد . . . در آن هنگام در خانههايتان بنشينيد تا آن كه بشنويد بهتر از أبو بكر و عمر به ميان مردم آمده است . سؤال شد : مگر بهتر از أبو بكر و عمر هم خواهد آمد ؟ گفت :
در گذشته بودهاند كسانى ك بر كسان ديگر برترى داشتهاند . ( يعنى پس از اين هم خواهد بود ) « 2 » .
هامش
( 1 ) . القندوزى ، سليمان بن ابراهيم ، همان ؛ ص 540 .
( 2 ) . السيوطى ، جلال الدين ، همان ؛ ج 2 ، ص 153 .