جز آن كه به كوفه يا اطراف آن مىآيد . . . و شهر كوفه پنجاه و چهار ميل خواهد شد و خانههاى بزرگش با شهر كربلا همسايه و خداوند كربلا را پناهگاه و محل زندگى خواهد ساخت كه فرشتگان و مؤمنان در آن رفت و آمد خواهند كرد و جايگاه خاصى خواهد داشت . . .
( 1 ) حر عاملى به سند خود از حسين الشيبانى روايت كرده است :
قلت لأبى عبد اللّه عليه السّلام رجل من مواليك يستحلّ مال بنى أميّة و دمائهم و أنّه وقع عنده وديعة . فقال : أدّوا الأمانة إلى أهلها و إن كان مجوسا . فإنّ ذلك لا يكون حتّى قام قائمنا .
فيحلّ و يحرم . « 1 »
به حضرت صادق عليه السّلام عرض كردم : مردى از شيعيان شما اموال بنى اميه و خونشان را حلال مىشمرد و آنها در نزد وى امانتى دارند . فرمود : امانت را به صاحب آن هر چند مجوس باشد برگردانيد زيرا تا هنگامى كه قائم ما ظهور نمايد نمىتوان امانت آنها را پس نداد و او در آن زمان [ بعضى چيزها ] را حلال و يا حرام خواهد كرد .
( 2 ) شيخ صدوق به سند خود از أبان بن تغلب نقل كرده است كه حضرت صادق عليه السّلام فرمود :
دمان فى الإسلام حلال من اللّه عزّ و جلّ ، لا يقضى فيها أحد به حكم اللّه عزّ و جلّ ، حتّى يبعث اللّه القائم من أهل البيت ، فيحكم به حكم اللّه عزّ و جلّ فيهما لا يريد فيه بيّنة ، الزانى المحصن يرجمه ، و مانع الزكاة يضرب رقبته . « 2 »
در اسلام دو خون وجود دارد كه از سوى خداوند حلال شمرده شده و كسى در آن دو به حكم خداوند داورى نمىكند مگر قائم اهل بيت كه به حكم الهى قضاوت كرده و هيچ شاهدى را نمىطلبد : يكى آن كه زناى محصنه كرده كه سنگسار مىشود و ديگرى كه از دادن زكات خوددارى ورزيده كه او نيز گردنش زده مىشود .
( 3 ) بيشتر اين روايات به دليل آن كه خبر واحد مىباشند قابليت اثبات تاريخى را ندارند ؛ به ويژه احاديثى كه از بحار الانوار نقل كرديم يا مرسلاند و يا مرفوع و يا هم مجهول ، و بايد براى اثبات درستىشان آنها را با برخى اصول و قراين مطابقت داد . اما ما در اينجا عجالتا آنها را براى اثبات تاريخى كافى مىدانيم زيرا به هر حال قراينى براى رد آنها وجود ندارد .
( 4 ) محور دوم : پيشتر دربارهء قضاوت حضرت حجت عليه السّلام به طور مبسوط سخن گفتهايم و تنها دو نكته باقى مانده است كه در آنجا مجال طرح آن نبود و اينك به آن مىپردازيم :
نكته اول : درباره قضاوت حضرت سليمان عليه السّلام در قرآن كريم چنين آمده است :
هامش
( 1 ) . العاملى ، الحسن بن حر ، همان ؛ ج 2 ، ص 681 .
( 2 ) . الصدوق ، محمّد بن على ، همان ( نسخه خطى ) .