تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ما بعد الظهور ( تاريخ پس از ظهور ) ( فارسي ) — صفحة 307

مساهمون:

ص٣٠٧
2 - نيروى اراده و روحيه بالايى كه در طول تاريخ بشر ، بىنظير است . 3 - آگاهى از قوانين ويژه‌اى كه حاكم بر تاريخ ، جامعه و انسان است به طورى كه اين فرصت را پيدا نمايد تا به شيوه‌اى كاملا نو و بىسابقه جوامع را دگرگون ساخته و مسير تاريخ را تغيير دهد . اين موارد از او رهبرى بزرگ خواهد ساخت كه مىتواند همه جهان را فتح كند و هدف والاى الهى را در آن تحقق بخشد . ( 1 )

محور دوم : ويژگىهاى فردى آن بزرگوار در روايات

در اينجا سه دسته از روايات را مىآوريم كه به سنّ ظاهرى ايشان در هنگام ظهور ، ويژگىهاى جسمانى و شجاعت و بىباكى ايشان پرداخته‌اند . دسته اول : رواياتى كه ميزان عمر ظاهرى امام عليه السّلام را در هنگام ظهور بيان كرده‌اند . گفتنى است از ديدگاه اماميه ، عمر واقعى ايشان بسيار بيشتر از اين مقدار مىباشد . ( 2 ) ابن صباغ از ابو أمامه باهلى نقل كرده است كه رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله فرمود : المهدى من ولدى ، ابن اربعين سنة . . . « 1 » مهدى از [ نسل ] فرزندان من و چهل‌ساله است . سفارينى همين حديث را به شيوه مرفوع ، از طريق أبى امامه نقل كرده است . « 2 » ( 3 ) سيوطى از نعيم بن حماد و او نيز از عبد اللّه بن حارث روايت كرده است كه پيامبر اكرم صلّى اللّه عليه و آله فرمود : يخرج المهدى و هو ابن أربعين . . . « 3 » مهدى قيام مىكند در حالى كه چهل سال دارد . . . ( 4 ) نيز سيوطى از نعيم بن حماد و او هم از محمّد بن حمير نقل كرده است كه رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله در حديثى پيرامون امام مهدى عليه السّلام فرمود : يجيء من الحجاز حتّى يستوى على منبر دمشق ، و هو ابن ثمان عشرة سنة « 4 » از حجاز به دمشق مىآيد و بر فراز منبر آن ، مىنشيند در حالى كه [ به نظر مىرسد ] جوانى هجده‌ساله است . ( 5 ) همچنين سيوطى از نعيم بن حماد و او نيز از على بن ابى طالب عليه السّلام در سخنى پيرامون حضرت بقية اللّه عليه السّلام ، نقل كرده است : يبعث و هو ما بين الثلاثين إلى الأربعين « 5 »
هامش
( 1 ) . ابن صباغ ، على بن محمّد ، همان ؛ ص 217 . ( 2 ) . السفارينى ، لوائح الانوار البهية ؛ ج 2 ، ص 70 . ( 3 ) . السيوطى ، جلال الدين ، همان ؛ ج 2 ، ص 147 . ( 4 ) . همان . ( 5 ) . السيوطى ، جلال الدين ، همان ؛ ج 2 ، ص 147 .
تاريخ ما بعد الظهور ( تاريخ پس از ظهور ) ( فارسي ) — صفحة 307 | حسن سجادپور / السيد محمد الصدر