روايات ، تمامى مؤمنان را شامل مىشود ولى با اين وجود ، اصحاب خاص امام عليه السّلام در اين اوصاف از ديگران سر آمد و برترند .
( 1 )
محور ششم : اطاعت و فرمانبرى آنها از امام عليه السّلام
ياران امام مهدى عليه السّلام با تمام وجود ايشان را باور دارند و شجاعت و جرأت والاى خود را در راه پيروى از آن بزرگوار ، در طبق اخلاص مىنهند . دربارهء آنها گفته شده است : « رعب و وحشت از آنها ، با مسافت يك ماه جلوتر از خودشان پيش مىرود » و « شمشيرهاى خود را از پيكار بازنمىدارند » دقيقا همين اوصاف درباره خود حضرت بقية اللّه عليه السّلام هم وارد شده است . چون اقدام امام عليه السّلام و آنها يكى است و هر دو شيوهاى واحد و هدفى يگانه دارند . چه بگويى : فرمانده شهر را فتح كرد . و چه بگويى : لشكر شهر را فتح كرد . هر دو درست مىباشد زيرا هدايت و آموزش نيروها به دست فرمانده و انجام عمليات به عهده نيروهاى آن لشكر است .
( 2 ) پيشتر از بحار الانوار نقل كرديم كه آنها : « دست بر زين اسب امام عليه السّلام مىكشند و تبرك مىجويند و به هنگام نبرد [ پروانهوار ] امام عليه السّلام را در ميان گرفته ، محافظت مىكنند و هر چه ايشان اراده فرمايد [ به طور كامل ] برآورده مىسازند . . . در برابر فرمان او از بنده مطيع ، مطيعترند . »
دست كشيدن به زين اسب امام عليه السّلام ، كنايه از نهايت دوستى و علاقه است به طورى كه مىانديشند دست كشيدن به جايى كه او دست كشيده ، موجب بركت مىگردد . همواره بين هر دوست و دلدادهاى چنين رسمى برقرار است . اگر از دوستى مهربان ، شاخه گلى به دستت رسد ، نگاهش كرده ، مىبويى و مىبوسى و از اين كه اين شاخه گل در دستان او نيز بوده است ، حسّى غريب و شورانگيز در وجودت پديد مىآيد . دست كشيدن بر زين را نمىتوان به معناى حقيقىاش پذيرفت زيرا ممكن است امام عليه السّلام پس از ظهور شريفش سوار بر اسب نشده بلكه از وسايل نقليه مدرن و متناسب با آن زمان استفاده نمايند .
( 3 ) در اين روايت آمده است « هنگام نبرد ، امام عليه السّلام را در ميان گرفته ، محافظت مىنمايند » در زمانهاى قديم و در عصر صدور اين روايت ، براى پاسدارى از جان فرمانده كافى بود كه سربازانش با نيزه و شمشير گرداگرد خيمه او حلقه زنند ؛ ولى اكنون چنين هدفى با حفظ امنيت زمينى ، هوايى و دريايى و با به كارگيرى سلاحهايى هم چون تانك و توپ و هواپيماى جنگنده برآورده شدنى است .
شايد هم مراد از اين روايت آن باشد كه آنان گرد امام عليه السّلام حلقه مىزنند تا از دانش او بهره ببرند و در عين حال در جنگها نيز از جان شريفش پاسدارى نموده و به گاه ضرورت جان خويش را فداى او سازند .
( 4 )
محور هفتم : شعار آنها
در اين روايات و ديگر روايات به شعارهاى ياران امام مهدى عليه السّلام نيز پرداخته شده است . هر چند اين بحث ارتباط مستقيمى با موضوع اين فصل ندارد ولى تا حدودى به آن مىپردازيم .