[ مهدى ] ظهور مىكند در حالى كه [ سن شريفش ] بين سى تا چهل سال است .
( 1 ) شيخ صدوق به سند خود كه به ابا صلت هروى مىرسد ، روايت كرده است :
قلت للرّضا عليه السّلام : ما علامة القائم عليه السّلام منكم إذا خرج ؟ قال : علامته أن يكون شيخ السّنّ ، شابّ المنظر ، حتّى أنّ الناظر إليه ليحسبه ابن أربعين سنة أو دونها . و إنّ من علاماته أن لا يهرم بمرور الأيّام و اللّيالى حتّى يأتيه أجله . « 1 »
به حضرت رضا عليه السّلام عرض كردم : نشانهء قائم شما [ اهل بيت ] به هنگام ظهور [ ش ] چيست ؟
فرمود : نشانش آن است كه سنّى زياد [ و در عين حال ] چهرهاى جوان دارد ، آن چنان كه اگر كسى ببيندش گمان برد چهل سال يا كمتر سنّ دارد . همچنين از ديگر نشانههاى او آنست كه با گذشت روزگار ، پير نمىشود تا آنگاه كه رحلتش فرا رسد .
( 2 ) نعمانى به سند خود از على بن ابو حمزه نقل كرده است كه حضرت صادق عليه السّلام فرمود :
لو قد قام القائم لأنكره الناس ، لأنّه يرجع إليهم شابّا موفقا . . . « 2 »
قائم كه ظهور كند ، مردم او را نخواهند شناخت ؛ زيرا با چهره جوانى نورس به سوى آنها بازمىگردد .
( 3 ) همچنين نعمانى در روايت ديگرى از آن حضرت آورده است :
و إنّ من أعظم البليّة أن يخرج إليهم صاحبهم شابّا و هم يحسبونه شيخا كبيرا . « 3 »
از بزرگترين آزمايشها [ براى مؤمنان ] ، آنست كه مولايشان ( امام مهدى عليه السّلام ) با سيمايى جوان ظهور خواهد كرد ، حال آن كه پيش از آن ، او را پيرمردى كهنسال مىپنداشتند .
( 4 ) نيز نعمانى به سند خود از على بن عمر بن على بن الحسين روايت كرده است كه حضرت امام صادق عليه السّلام فرمود :
و يظهر فى صورة شابّ موفق ابن اثنى و ثلاثين سنة ، حتّى ترجع عنه طائفة من الناس . . . « 4 »
با سيماى جوانى نورس و سى و دوساله ظهور خواهد فرمود ، [ و همين باعث مىشود كه ] گروهى از مردم از او برگردند [ و باورش نكنند ]
( 5 ) شيخ طوسى همين روايت را آورده است با اين تفاوت كه عمر مبارك حضرت را سى سال ( ابن ثلاثين سنة ) نقل كرده است . « 5 »
( 6 ) شيخ طوسى از حضرت باقر عليه السّلام روايت نموده است :
ليس صاحب هذا الأمر من جاز الأربعين ؛ صاحب هذا الأمر القوىّ المشمّر . « 6 »
هامش
( 1 ) . الصدوق ، محمّد بن على ، همان ( نسخه خطى )
( 2 ) . النعمانى ، محمّد بن ابراهيم ، همان ؛ ص 99 .
( 3 ) . همان .
( 4 ) . همان .
( 5 ) . الطوسى ، محمّد بن الحسن ، همان ؛ ص 259 .
( 6 ) . الطوسى ، محمّد بن الحسن ، همان ؛ ص 258 .