تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ما بعد الظهور ( تاريخ پس از ظهور ) ( فارسي ) — صفحة 278

مساهمون:

ص٢٧٨
اين روايت را طبرسى نيز آورده است . « 1 » ( 1 ) دسته چهارم : تسلط حضرت عليه السّلام بر همه مناطق زمين ( 2 ) نعمانى به سند خود از ابو حمزه ثمالى روايت كرده است كه حضرت باقر عليه السّلام فرمود : لو قد خرج قائم آل محمّد عليه السّلام . . . يفتح اللّه له الروم و الصين و الترك و الديلم و السند و الهند و كابل شاه و الخزر . . . « 2 » وقتى قائم آل محمّد عليه السّلام ظهور كند ، . . . خداوند دروازه‌هاى روم ، چين ، ترك ، ديلم ، سند ، هند ، كابل شاه و خزر را براى او خواهد گشود . . . ( 3 ) طبرسى به نقل از ابو بصير آورده است كه حضرت صادق عليه السّلام در حديثى دربارهء قائم عليه السّلام فرمود : يفتح قسطنطنية و الصين و جبال الديلم . . . قسطنطنيه ، چين و كوه‌هاى ديلم را فتح مىنمايد . . . اين اخبار با اقسام چهارگانه‌اش ، متواتر بوده و بىترديد بر جهانى بودن دولت مهدوى ، دلالت مىكند . ( 4 ) محور دوم : جهانى شدن دولت امام عليه السّلام ، مقتضاى برنامه كلى الهى است پيش از اين گفته‌ايم « 3 » كه بر اساس آيه شريفه
وَ ما خَلَقْتُ الْجِنَّ وَ الْإِنْسَ إِلَّا لِيَعْبُدُونِ
. « جن و انس را نيافريدم جز آن كه مرا بپرستند . » « 4 » و آيات ديگر قرآن كريم ، مىتوان استدلال نمود كه هدف كلى از آفرينش ، عبادت در معناى كامل ، فراگير و دقيق آن است كه آن هم به نوبه خود به معناى تحقق عدالت مطلق در وجود فرد و جامعه است . اين امر در جزئيات اوامر و نواهى الهى و راهنمايىهاى خداوند ، جلوه‌گر است . ( 5 ) بشريت روزگار درازى را تحت برنامهء كلى تربيت الهى به سر برده است تا شرايط تحقق آن هدف و ايجاد جايگاه شايسته براى وى فراهم آيد . رهبرى كه براى عملى شدن آن هدف بزرگ ذخيره گرديده ، حضرت مهدى موعود عليه السّلام مىباشد ؛ همو كه همه اديان آمدنش را مژده داده‌اند و اسلام نيز آن را بشارت داده است . اين از آن روست كه همه دين‌هاى آسمانى ، در مسير آن هدف سترگ قرار داشته و همگى به دنبال تحقق شرايط ظهور و تشكيل دولت جهانى آن حضرت مىباشند . ( 6 ) از اين رهگذر به روشنى معلوم مىگردد كه رفتار امام عليه السّلام و رهبرى و اهداف او در ميان جامعه بشرى ، همان اهدافى است كه خداوند بزرگ از آغاز آفرينش براى مخلوقاتش اراده فرموده است و آن ، نتيجه تلاش‌هاى خستگىناپذير همه انبيا و اوليا و صالحان مىباشد و اين يعنى ، پياده كردن
هامش
( 1 ) . الطبرسى ، فضل بن الحسن ، همان ؛ ص 413 . ( 2 ) . النعمانى ، محمّد بن ابراهيم ، همان ؛ ص 122 و 123 . ( 3 ) . ر . ك : الصدر ، سيد محمّد ، همان ؛ ص 234 . ( 4 ) . سوره الذاريات ( 51 ) ، آيه 56 .