تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ما بعد الظهور ( تاريخ پس از ظهور ) ( فارسي ) — صفحة 266

مساهمون:

ص٢٦٦
پيداست كه اين ويژگىها ، مربوط به زمان پيش از ظهور است . 3 - اين روايات با اخبار مبسوطى كه جزئيات آن حوادث را بر مىشمارد و از واقعه فرو رفتن در زمين پيش از ظهور سخن مىگويد ، سازگارى ندارد . ( 1 ) نعمانى به سند خود از جابر جعفى روايت كرده است كه امام باقر عليه السّلام در حديثى طولانى فرمود : و يبعث السفيانى بعثا إلى المدينة فينفر المهدى منها إلى مكّة . فيبلغ أمير جيش السفيانى أنّ المهدى قد خرج إلى مكّة ، فيبعث جيشا فى أثره فلا يدركه حتّى يدخل مكّة خائفا يترقّب على سنّة موسى بن عمران . . . و ينزل أمير جيش السفيانى البيداء ، فينادى مناد من السّماء : يا بيداء أبيدى القوم ، فيخسف بهم . . . و القائم يومئذ بمكّة قد أسند ظهره إلى البيت الحرام مستجيرا . . . « 1 » سفيانى سپاهى را به مدينه مىفرستد ، ولى امام مهدى عليه السّلام از آنجا به مكه مىرود . به فرماندهء آن سپاه خبر مىرسد كه مهدى عليه السّلام به سوى مكه مىرود ؛ او لشكرى را به دنبال آن حضرت گسيل مىدارد اما ناكام مىمانند . تا آن كه امام عليه السّلام به سنت موسى بن عمران عليه السّلام هراسان و نگران وارد مكه مىشود . . . لشكر سفيانى در سرزمين بيدا فرود مىآيد . آنگاه مناديى از آسمان ندا مىدهد : اى بيدا ! اين گروه را نابود كن . سپس آنها در كام زمين فرو مىروند . . . آن روز قائم عليه السّلام در مكه تكيه به ديوار كعبه مىزند و . . . . با وجود اين روايات ، اخبار فرو رفتن در زمين پس از واقعه ظهور ، از اين جهت از قابليت اثبات تاريخى ساقط مىشوند . در عين حال نقاط قوت آنها هم چنان باقى است . ( 2 ) نكتهء اول : عزم سفيانى براى كشتن امام عليه السّلام با اين انگيزه نيست كه او مهدى است ، بلكه او را كسى مىداند كه عليه حكومت سر به شورش برداشته و بايد نابود شود . از اين سخن لزوما نمىتوان برداشت كرد كه امام عليه السّلام در زمان غيبت جنبشى فراگير را عليه سفيانى سازماندهى مىنمايد ؛ زيرا اين برداشت با نظريه غيبت ناسازگار است . مگر آن كه بگوييم وجود خود امام عليه السّلام هر چند با نام و عنوانى ديگر ، از آن رو كه هدايتگر مردم است كينه سفيانى را بر انگيخته و او را به پندار شورشى بودن امام عليه السّلام گرفتار ساخته است . ( 3 ) نكته دوم : پيشتر به طور مبسوط بحث كرديم و دانستيم سفيانى ، هرگز امام عليه السّلام را با نام و عنوان حقيقىاش نمىشناسد . بلكه او را با نام مستعارش مىشناسد . ( 4 ) نكتهء سوم : با توجه به آن كه فرو رفتن در زمين ، معجزه‌اى آشكار است و عادلانه بودن دعوت امام عليه السّلام را ثابت مىنمايد ، فرقى نمىكند كه اين حادثه پيش از ظهور روى مىدهد يا پس از آن . تقدم آن بر ظهور براى مردم روشن مىسازد اين كسى كه به خاطر او چنين اتفاقى افتاده همان مهدى است و اين معجزه ، دور بودن او را از فريب و نيرنگ در همهء مراحل ، از سخنرانى و بيعت در مسجد الحرام گرفته تا پايان مأموريت ، ثابت مىنمايد . « 2 »
هامش
( 1 ) . النعمانى ، محمّد بن ابراهيم ، همان ؛ ص 149 به بعد و نيز ر . ك : المجلسى ، محمّد باقر ، همان ؛ ج 13 ، ص 146 . ( 2 ) . محور سوم ، چهارم و پنجم در پيش نويس متن عربى كتاب حذف شده است . [ م ]