تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مشارق الدراري ( شرح تائية ابن فارض ) ( فارسي ) — صفحة 444

مساهمون:

ص٤٤٤
اختصاص اعمال به ازمنه و امكنه و تعلَّق شرف نتايج و خواص و آثار و قوّت و كثرت ايشان ، به هر يك به نسبت با عموم خلق است ، امّا به نسبت با من نوعى ديگر است ، زيرا كه چون مشهد من اين حضرت و مقام احديّت جمع مذكور است و خاصيّت اين مشهد ، شهود اشتمال هر اسمى و حقيقتى و معنيى و هيأت جمعيّت و صورت توجّهى است بر جملهء اسما و حقايق و معانى و هيئات و صور ، و ذوق « كل شيء فيه كل شيء » از خواص اين مقام است ، لا جرم مرا هر جزئى از اجزاى زمان ، به شهود جمال آن حضرت از حيثيّت اين مقام مذكور ، عيدى و ميثاق و ليلة القدري و جمعه اى است ، و همچنين هر مكانى كه در او به اين حضرت توجّه كنم ، و در آن توجّه مر آن حضرت را مشاهده كنم ، عين مكَّه و مدينه و قدس و اقصى است ، و هر فعلى و توجهى كه مرا به اين حضرت باشد ، عين طواف و سعى و وقوف و نماز و روزه است . پس در اين بيت تفصيل اين فصل مذكور مىكند و ذكر زمان را ، لعلوّه و كثرة تأثيراته ، بر مكان تقديم مىكند و مىگويد :
و عندي عيدي كلّ يوم أرى بها « 1 » جمال محيّاها به عين قريرة [ 1 ]
و به نزد من هر روزى كه هم به مدد حضرت او جمال رخسارش را مىبينم ، به چشمى كه به نور تجلَّى احدى جمعى او روشنى يافته است ، آن روز عين عيد و وقت سرور و بهجت و جمعيّت من است ، لا جرم مىگويم : - بيت - خ ل - .
عيد دگران گذشت و من هر نفسى چون روى تو بينم به نوى عيد كنم
و كلّ الليالي ليلة القدر إن دنت كما كلّ أيّام اللَّقا يوم جمعة [ 2 ]
هامش
[ 1 ]ديگران را عيد اگر فرداست ، ما را اين دم است روزه داران ماه نو بينند و ما ابروى دوستهم به چشم تو به روى تو مدامم نگران [ 2 ] چه اگر سعادت قرب و وصال دست دهد ، همه شبهاى من شب قدر است .آن كه گويند به عالم شب قدرى باشد مگر آن است كه با دوست به پايان آرى« 1 » أرى به - خ ل .
مشارق الدراري ( شرح تائية ابن فارض ) ( فارسي ) — صفحة 444 | سعيد الدين سعيد فرغاني / سيد جلال الدين آشتيانى