و از جهت تحقيق كمالات من نيز كه به نشآت برزخى و حشرى و جنانى متعلَّق است ، و حضرت معشوق به اين صورت نماز ، انشاء آن صور مىكند كه به هر حركتى و سكنتى و تسبيح و تهليلي ، انشاء روضه اى و قصرى و حورى مىفرمايد ، پس نماز او في الحقيقة از جهت من است .
كلانا مصلّ واحد ساجد إلى
حقيقته بالجمع في كلّ سجدة
هر دو ، يك نماز گزارندهايم ، سجده كننده به سوى حقيقت خود ، به حضرت جمع در هر نمازى ، ليكن چون اين حضرت جمع را كه من به وى متحقّقم ، جهت وحدت حقيقى و كثرت نسبى ثابت است ، پس من از حيثيّت كثرت نسبى به وحدت حقيقى خود توجّه مىكنم ، براى كمال ذاتى خودم و او از وحدت حقيقى به كثرت نسبى توجه مىكند براى كمال اسمايى خودش ، پس هر يك به سوى خود توجّه كنندهايم و نماز گزارنده .
در اين بيت ، ذكر ترقى است از تطلَّع و شعور به بقيّتى از تفرقه و دويى كه در لفظ « كلانا » مدرج است ، تا به عين جمع كه به كلَّى رافع دويى و تمييز است و بالجمع عبارت است از او و در بيت آينده تحقيق آن ترقى است و رفع دويى و تميّز بالكلَّيه و تحقق به عين جمع .
و قولى « راست » از آهنگ « حسينى » در « نواى » انا الحق و « مايهء » سبحانى [ 1 ] .
هامش
[ 1 ] كسى كه در حاشيه نوشته است : راست و آهنگ حسينى و مايهء سبحانى و نواى انا الحق در اينجا چرا آورده شده است و مايهء سبحانى و نواى - انا الحق - يعنى چه ؟
أقول : كمال مناسبت در مقام موجود است ، در مقام فنا و اتصال ، « حسين بن منصور » نواى « انا الحق » سر داد ، « و با يزيد » نيز در اين مقام به « سبحانى ما اعظم ، » مترنّم بود .
بايد دانست كه « راست » دو اطلاق دارد ، يكى « راست حسينى » كه از گوشههاى « نواست » و در « شور » نيز مورد استفادهء اساتيد فنّ - واقع مىشود ، و ديگر - راست پنجگاه است - كه در عصر ما مانند بعضى از قسمتهاى ديگر موسيقى متروك شده است ، و از بى توجهى از ياد رفته است .
جمع بين راست و آهنگ حسينى و مايه و نوا ، ايهام است به چند اصطلاح متداول در فنّ موسيقى ( جلال الدين آشتيانى ) .