و وجه دوم با بيت آينده مناسبتر است ، چه كعبه است كه همه جهات در وى متساوى است و الله اعلم ، - ن ت - .
و كلّ الجهات الستّ نحوي توجّهت
بما تمّ من نسك و حجّ و عمرة
و همهء جهتهاى ششگانه به سوى من روى آوردند با آن چه ، آن جا به كعبهء جمع مىشود از هر عبادتى و هر حجّى و عمره اى .
النّسك : العبادة ، يقال : نسك بالفتح ، إذا تعبّد ، و بالضمّ ، إذا صار عابدا .
يعنى : چون كعبه با وجودى كه به وى مضاف است به من متوجّه است - توجه الفرع إلى الأصل - و جملهء جهات كعبه در صحّت توجّه به وى يكسان است ، و هر عبادتى كه متعبّدان مىكنند ، رويشان به جهتى از كعبه است . پس گوئيا كعبه مجتمع جمله عبادات است از نماز و حجّ و عمره و دعا - و كلّ ما يجب او يستحبّ فيه التوجه إلى القبلة ظاهرا - لا جرم جملهء جهات كعبه با جملهء عبادات كه آن جا جمع است ، همه را روى در من است به تبعيّت كعبه و وجود مضاف به وى ، از آن روى كه من به حضرت جمع وجودى متحقّقم .
لها صلواتي بالمقام أقيمها
و اشهد فيها انّها لي صلَّت « 1 »
به سوى حضرت معشوق است يا براى مراعات ظاهر امر او كه * ( وَأَقِيمُوا الصَّلاةَ ) * و رضاى او به همهء نمازها كه من به مقام إبراهيم كه در حرم كعبه است به پاى مىدارم ، و مشاهده مىكنم در عين آن نمازها بر وفق سنّت « و جعلت قرّة عيني في الصلاة » به ديدهء دل كه حضرت معشوق است ، كه « 2 » به سير سرايت ذاتش در صور صفاتش كه نفس و قواى مزاجى من است ، هم به سوى اين حضرت جمع خودش بهر تحقيق كمالات اسمايى خودش نماز مىگزارد و توجّه مىكند ، و چون من به اين حضرت متحقّقم ، پس توجه و نماز او به سوى من است ،
هامش
« 1 » المقام : مقام إبراهيم - عليه السلام - عند الكعبة المشرّفة .
« 2 » كه به سرّ سرايت ذاتش در صور . . . - م - .