امام ( ع ) مرجع يگانهء حل مشكلات و معضلاتى بود كه گشودن آنها براى خلافت حاكمه ، دشوار و سخت مىنمود . اما در تاريخ تجربى و سياسى اسلام ( در عهد خلفاى چهارگانه ) ، ما حتى يك مورد را نمىتوانيم سراغ بدهيم كه امام ( ع ) براى حل آن و شناخت نظريه اسلام در اينباره ، به ديگرى رجوع كرده باشد و حال آنكه تاريخ دهها واقعه و نمونه را ضبط كرده ، بر اين پايه كه زعامت حاكمهء اسلامى علىرغم محافظهكارى شديد خود ، ناچار و براساس ضرورت و اجبار به امام مراجعه كرده است ! نمونهها و شواهد اعلام رسمى رسول اكرم ( ص ) بر زعامت و خلافت على ( ع ) و دهها حديث نبوى از جمله : حديث دار « 29 » و حديث ثقلين « 30 » و حديث
هامش
( 29 ) - پس از نزول آيهء شريفه" وَ أَنْذِرْ عَشِيرَتَكَ الْأَقْرَبِينَ " ،رسول خدا ( ص ) فرمان داد ، على ( ع ) غذائى تهيه كرد و مردان بنى هاشم را كه تقريبا " چهل " نفر بودند ، دعوت نمود و پس از صرف غذا ، چنين فرمود :
" اى اولاد عبد المطلب ! قسم به خدا ، من جوانى را در ميان عرب سراغ ندارم ، چيزى براى قوم خود آورده باشد ، بهتر از آنچه كه من آوردهام ، خدا مرا امر فرموده است كه شما را بهسوى او دعوت كنم . . .