تاريخ ، با تمامى رهبران سياسى و ملى و سلاطين و امپراطوران و روساى جمهور بسنجيد .
نويسنده دانشمند ما ، براى آنكه زمينهسازى خوبى براى برداشت مطلوب و اثبات پيشداوريش كرده كرده باشد ، چهرهاى كه از مهاجرين و انصار يعنى تمامى افرادى كه گرد پيامبر اسلام جمع شده بودند و تربيتشده او و معرف اسلام نخستين و بنيانگذاران انقلاب تاريخ بشرى بودند - ترسيم - كرده است ، بسيار مبتذل است ، و اين ابتذال را عمدا " ، با تكيهء زياد بر برخى نقاط ضعف و خاموش گذشتن از ارزشها و شايستگيها نشان داده است و قضاوت يك خواننده ، خوانندهاى كه نه از ديدگاه ويژه شيعى ، بلكه از ديدگاه يك روشنفكر آزاد اجتماعى به آن مىنگرد - نسبت به كار انقلابى پيامبر در عصر خويش و ارزشهاى انسانى و اجتماعى دستپروردگان او بسيار تحقيرآميز خواهد بود ، چه مىخواند كه . . . حتى كوچكترين نشانه و اثرى از يك آمادگى ويژه ( سياسى ) و كوچكترين نمونهاى از آگاهى گسترده و عميق آنها بر مفاهيم و ويژگيها حكومت اسلامى در آنها سراغ نداريم . . . ( ازنظر ذهنى و فكرى بقدرى محدود و منجمد و سطحى بودند ) كه سؤال از پيامبر را نشانهى تكبر مىدانستند و مسائلى را هم كه بدان
التشيع والإسلام ( تشيع مولود طبيعى اسلام ) ( فارسى ) — صفحة 141
مساهمون: السيد محمد باقر الصدر
ص١٤١