1 - از ميان سه فرضى كه دربارهء جانشينى مطرح شده است - و چه دقيق و درست - ( بلاتكليفى - اصل شورى و تعيين جانشين ) ، فرض دوم يعنى احتمال اينكه پيامبر مسائله تعيين رهبرى جامعه را به اكثريت آراء ( شورى ) مردم خويش واگذاشته باشد مردود است ، اما يكى از دلايل رد اين احتمال را " عدم لياقت و آمادگى و آگاهى ياران پيامبر در امر رهبرى و حكومت و سياست " ياد كردهاند ، درحالىكه تاريخ و رويدادهاى عينى درست خلاف اين را در جهان ثابت كرد بدشانسى اينها فقط اين بود كه در عصر آنها ، آدمى بنام " على " وجود داشت كه همه ارزشها در برابرش بىمقدار مىنمايد و همهى قدرتها و عظمتها در قياسش ضعيف و حقير به نظر مىآيد ، على را به حساب نياوريد - كه با هيچ حسابى جور درنمىآيد ، او يك " اتوپياى " مجسم است ، او يك قهرمان يا رهبر سياسى ، ملى ، انقلابى و . . .
از اين قالبها و اندازهها ، نيست ، او چنان كه گفتهام :
" حقيقتى ، بر گونهء اساطير است ، " انسانى كه هست ، از آنگونه كه بايد باشد ، و نيست " .
در غيبت او ، چهرههاى برجستهى مهاجرين و انصار را ببينيد ، على را برداريد و آنوقت ابو بكر و عمر را در طول
التشيع والإسلام ( تشيع مولود طبيعى اسلام ) ( فارسى ) — صفحة 140
مساهمون: السيد محمد باقر الصدر
ص١٤٠