بشتاب از آن گذشته است .
در فصل دوم - شيعه چگونه به وجود آمد ؟ طبيعى است كه زبان استدلال منطقى و استناد تاريخى با همان قدرت و دقت ادامه مىيابد و غرض اصلى كتاب كه " اثبات طبيعى بودن تشيع به عنوان حقيقتى و حركتى كه از قلب اسلام و متن دعوت و رسالت پيامبر سر زده است و دنبالهء طبيعى و سالم و منطقى و حتمى انقلاب اسلامى است " روشن شده است . . .
اما ، اگر اجازه داشته باشم كه بعنوان يك خواننده ، " نظر " و يا لااقل " نياز " خود را بيان كنم ، مىخواهم بگويم كه نگاه نويسنده دانشمند ما بر روى حوادث و حركات و پديدههاى تاريخى و اجتماعىاى كه از دو گرايش شيعى و سنى حكايت مىكنند لغزيده است و آنها را همه در " سطح " ديده و نه از " عمق " و تحليلش از بزرگترين مسألهاى كه در اسلام و تاريخ اسلام مطرح است . يعنى ظهور تشيع در متن ايدئولوژى و انقلاب اسلامى و در تاريخ و جامعه اسلامى در محدوده يك تفسير ساده تاريخى از رويدادها و چهرههاى صدر اسلام و عصر پيامبر باقى مىماند نه ريشههاى عميق و عوامل و علل و روابط پيچيده جامعهشناسى ، و اينك از اين نظر نكاتى كه بنظرم مىرسد :
التشيع والإسلام ( تشيع مولود طبيعى اسلام ) ( فارسى ) — صفحة 139
مساهمون: السيد محمد باقر الصدر
ص١٣٩