آنچه را در اين كار بايد و زادى را كه در اين راه شايد ، به شما ارزانى داشته است و مىدانيد كه در كولهبار هركه در اين طريق گام مىنهد آنچه بايد باشد عشق است و ايثار و اخلاص و تقوى و صبر و خودآگاهى و رنج و ناكامى و استعداد خارقالعاده در تحمل سختى ، خيانت و تنهائى و قساوت قاسطين جائز ، خنجر از پشت زدن همگامان ناكث و خروج ملعبههاى متعصب و زشت و پرت و بىتقصير و عامى جاهل كه هر حقى و حقپرستىاى آماج اين سه جبههء " ناحق " است و مگر نه مظهر و مجسمهء حق ، على ( ع ) در اين سه جبهه جنگيد و بىترديد هركه علىوار زندگى كند و علىوار كار كند و علىوار سخن بگويد و علىوار بينديشد ، نمىتواند از سرنوشت محتوم علىوار بگريزد ، چه سرنوشتى كه على با آن درگير بود . نه معلول ناآگاهى و ناهشيارى على بود و نه زائيده ناپختگى و ناشيگرى على و نه عكس العمل گستاخى و خودخواهى و بدزبانى و كجفكرى و كجرفتارى و كجراهى على .
كه او آيت عظماى شعور و آگاهى و بيدارى و كمال و پختگى و مثل اعلاى نيكى و راستى بود و بااينهمه ، دستپروردگان پيامبر ( ص ) و پيشتازان ايمان و جهاد نيز تنهايش گذاشتند و در پنج سال فرصت كار ، دشمن جائر و دوست خائن و عوام
التشيع والإسلام ( تشيع مولود طبيعى اسلام ) ( فارسى ) — صفحة 136
مساهمون: السيد محمد باقر الصدر
ص١٣٦