تخطي إلى المحتوى الرئيسي

التشيع والإسلام ( تشيع مولود طبيعى اسلام ) ( فارسى ) — صفحة 135

مساهمون:

ص١٣٥
اسلام : ملت ، رسالت ، بعثت ، را يافته است . با چه قوت و سرعتى توانسته است ، در صحنه پيكار اعتقادى زمان ما حضور يابد ، در جو روشنفكرى جامعهء ما جاذبه دعوتى نيرومند گيرد ، سيل حركت فكرى و كشش روحى بسوى ماترياليسم ذهنى را سد كند و لااقل در برابر هجوم بىرقيب و بىمانع آن ، به‌پاى ايستد و به نسل آگاه و آزاد و خودجوش و مستقل ما تاب‌وتوان مقاومت معنوى بخشد و بالاخره شعلهء خودآگاهى ، خوديابى و خودسازى و خود بودن را در ميان انبوه كثير دختر و پسر تحصيلكرده‌اى كه در افسون مسخ‌كنندهء اين
" النَّفَّاثاتِ فِي الْعُقَدِ "
استعمار نو - كه شب و روز او را پليد و آرامى و رامى و خواب در دامن " غاسق واقب " را در جانشان مىخوانند - تسخير مىشوند و جن‌زده و جنسيت‌زده و ميمون حركات و بوقلمون‌صفات و هيچ‌وپوچ و پوك و پليد . . . چنان برافروخته كه شب سياه را جاى به جاى ، به سوزاند و زمستان سرد را بگذارد و مطلع الفجر را و وعدهء نصر را بشارت دهد . در اين راه و در اين كار است كه تعهد امثال ما مطرح مىشود و اين مسئوليتى است كه از ما مىخواهند ، هم خدا و هم خلق خدا و چه شكر و شوقى بالاتر از اينكه خداوند