خلاصه آنكه : حكومت صفوىها صرفاً يك حكومت سياسى نبوده است ؛ بلكه اين حكومت در جهت خدمت به دين و ترويج تشيع اهتمام زيادى نشان مىداد ، به ويژه در زمان شاه اسماعيل و شاه عباس اول كه آثار خدمات دينى در دوران آنها چشمگير است . پادشاهان در اين عصر و عصرهاى ماقبل آن به ترويج دين افتخار مىكردند ( و در تظاهر به آن سخت پايبند بودند ) ؛ علت آن نيز جوّ و فضايى بود كه مردم در آن به سر مىبردند ؛ چرا كه روح دينى در اين فضا حاكم بوده است و يا اينكه شايد پادشاهان طبعاً به علما احترام مىگذاشتند و سعى بر آن داشتند كه به آنها تقرب جسته و از آراى آنان بهره گيرند . اصولًا كار علما ، اجراى برنامهء دينى و قوانين شريعت در هر دورهاى بوده است . در دورانى كه رأى و نظر علما ، اقوال و رهنمودهاى آنها در حكومت نقش داشت ، برنامهء دين بر بلاد و سرزمينها حاكم بود و قوانين دينى رو به رواج و انتشار مىگذاشت و مردم نيز بدان پايبند مىشدند . و اگر در هر زمانى يك پادشاه و زمامدار با احكام شريعت به مخالفت بر مىخاست علما در صدد نگاهبانى و دفاع از حريم دين و مظاهر دينى بر مىآمدند و به آن زمامدار نسبت به آيين الهى هشدار مىدادند . قوام و دوام نشر و ترويج شريعت در اين دوران رهين هميارى زمامداران و علماى دينى بوده است . در هر دورهاى كه مىبينيم بى دينى و مخالفت با
تاريخ الشيعة (برگزيده) (شيعه در ايران) (فارسى) — صفحة 45
مساهمون: الشيخ محمد حسين المظفر
ص٤٥