گرفت ؛ علتش آن بود كه « داعى » به ياران خود دستور مىداد درست عمل كنند و آنان را از ظلم به مردم و شرب خمر منع مىكرد ! به همين جهت كينهء داعى را به دل گرفتند و تصميم داشتند او را با كودتا دستگير كنند ، ابوالحسين بن اطروش را به فرماندهى خود انتخاب نمايند و خطبه به نام او بخوانند . وقتى حسن بن قاسم داعى از توطئه و نيّات آنها ، آگاه شد كسانى را كه عليه او توطئه كرده بودند به قتل رسانيد . اسفار بن شيرويه ، احساس كرد گماشته و مأمور او هارون بن بهرام در صدد دعوت مردم به سوى ابوجعفر علوى بر آمده است ؛ لذا او را به سوى خود فراخواند و دستور داد با يكى از خانوادهء اشراف آمل وصلت كند و ابوجعفر و ساير رؤساى علوى را به مجلس عروسى خود دعوت نمايد و آنها را در آن مجلس احضار كند . روز خاصّى را معين كرد و اين كار را به انجام رسانيد . اسفار در سر موعدِ معين به آمل رسيد و ناگهان به خانهء هارون حملهور شد ، ابوجعفر و ساير رجال برجستهء علوى را دستگير كرد و آنها را به سوى بخارا فرستاد و در آنجا زندانى ساخت ، تا آنكه در ايام فتنهء ابوزكريا از زندان رها شدند . « 1 » و اوضاع علويان در ديلم و طبرستان متلاشى شد .
از رهگذر دعوت علويان ، تشيع در پارهاى از سرزمين ايران مقامى ارجمند كسب كرده و رو به رواج و انتشار گذاشت .
هامش
( 1 ) الكامل ، ج 8 ، ص 59 .