تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روائع نهج البلاغة ( شگفتى هاى نهج البلاغه ) ( فارسى ) — صفحة 282

مساهمون:

ص٢٨٢
داورى بين من و خويشتن بدادگرى نپرداختند آنها از من حقى را مى خواهند كه خود واگذارده‌اند و خونى را مى جويند كه خودشان ريخته‌اند اگر گمان مى برند كه در كشتن عثمان شريك بوده‌ام خود آنها هم سهمى دارند . و اگر خودشان بدون شركت من بچنين كارى دست زده‌اند پى آمدش متوجه خود آنهاست و بزرگترين دليل بر زيان آنها حكم مىكند . اى مدعى زيانكار ، چه مى گويى و چه پاسخى مى خواهى من به حجت پروردگار و آگاهى او در اين باره خشنودم اگر از فرمانم سرپيچيد شما را به تيزى شمشير برنده حواله كنم كه شمشير پاسخ باطل را مىدهد و حق را يارى مىكند شگفت اينجاست كه مرا برمى انگيزند تا نيزه‌ها را بجنبش در آورم و با پايدارى شمشير بركشم ، مادران بر عزايشان بگريند مرا هرگز كسى از جنگ نترسانيده و از فرود شمشير بهراس نيفكنده است كه من بوجود پروردگارم يقين و ايمان دارم و در دينم هيچگاه دچار ترديد نشده‌ام .

در موج دريا

سخنى كه پس از جنگ جمل در سر زنش مردم بصره ايراد فرمود :