چون دنيا به او پشت كند خوبيهاى خودش هم از او سلب شود ، بايد كار مردم در نزد تو به حق برابر باشد ، كار خير را انجام دهيد و آن را كوچك نشماريد زيرا كوچك آن بزرگ و اندكش فراوان است ، آنان كه مال مى اندوزند با آنكه زندهاند مردهاند ، سرمايهداران از گرسنگى نيازمندان بنوا مى رسند » اكنون اين تعبير رسا را توجه كنيم كه زيبائى هنرى فراوانى را در برگرفته و چون مى خواهد تسلط خود را بر شهر كوفه بيان دارد مى گويد « اين شهر كوفه است كه چون بخواهم آن را فرا گيرم يا باز گشايم » يعنى آن را در مشت قدرت دارم كه مى بندم و باز مى كنم .
اينجاست كه در گفتار امام ، ريشهدارى انديشه و تعبير را در مى يابيم اصالتى كه با شخصيت اديبى حقيقى همراه است و پايدارى آن با جاودانگى گويندهاش تلازم دارد .
روش على بهنگام خطابه ، زيبائى فراوانى را حائز است ، بهنگامى كه عاطفت پرشورش زبانه مى كشد و بيان خيال انگيزش شراره مى زند و از حوادث روزگار تلخش هيجانى سخت پديد مى آورد در اينجاست كه رسايى سخنش از قلب دردناكش برمى خيزد و چون موجى خروشان از زبانش برمى آيد در چنين هنگامههاست كه امتياز روش على در تقرير و تاثير معجزه سر مى كشد و كلماتى پياپى و كوتاه را رديف مىكند و به آنها آهنگى خاص مى بخشد و تعبيرها مى آورد و از اخبار به استفهام و از آن به تعجب و از شگفتى به انكار مى جهد و هر كلام را با آهنگى نيرومند و موثر پايان مىدهد و اين همان هنر والائى است كه مفهوم بلاغت و روح هنر را بصراحت نشان مىدهد ، يكى از نمونههاى اين سخن ، خطبهاى است
روائع نهج البلاغة ( شگفتى هاى نهج البلاغه ) ( فارسى ) — صفحة 175
مساهمون: جورج جرداق
ص١٧٥