تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روائع نهج البلاغة ( شگفتى هاى نهج البلاغه ) ( فارسى ) — صفحة 173

مساهمون:

ص١٧٣
اللغات و الالسن المختلفات . . . » يعنى همچنين است آسمان و هوا ، و بادها و آب ، پس نگاه كن به خورشيد و ماه و گياه و درخت ، و آب و سنگ ، و رفت و آمد شبانه روز و امواج و خروش اين درياها و اين كوههاى فراوان و اين قله‌هاى بلند ، و اين همه واژه‌ها و زبانهاى گوناگونى كه در بين انسانها رايج است . » و باز به اين سخن زيبا و موزونى كه از طبع سرشار امام برخاسته است توجه كنيم : « ثم زينها بزينة الكواكب و ضياء الثواقب و اجرى فيها سراجا مستطيرا و قمرا منيرا فى فلك دائر و سقف سائر . . . » يعنى ، آن گاه ، خداوند ، آسمان را به زيور اختران بياراست با نورى پر فروغ و نفوذ و چراغ تابان خورشيد و ماه فروزان را در آن به حركت آورد در مدارى گردان و سقفى تيز رفتار » اكنون اگر اين كلمات موزن را از جايش برداريم و آهنگش را بهم زنيم مى بينيم كه چگونه روشنى سخن خاموش مىشود و زيبائيش نابود مى گردد و دقت و اصالت ذوق گم مىشود . پس آهنگ در فرهنگ امام ضرورتى فنى است كه طبع اعجازگر امام ، آن را با هنر سخن در آميخته چنان كه گوئى هر دو از پايگاه واحدى برخاسته‌اند كه نثر را همچون شعر به آهنگ و وزن مى آرايد و مفهوم كلام را با صورت لفظ و طبيعت سخن همراه مى سازد . از آهنگ سخن امام نغمه‌هائى برمى خيزد كه ترانهء گفتار را به