كشتيها افكنند .
و هر جنبندهيى چون مور ريز و درشت و كژدم تا پيل و پيلبان كه بر سر پيل خود همى كوبد .
و كبك و تذرو و آهو و خرگوش و باز و صقر ( چرغ ) شكارى و كركس سالخورده .
و مكتبخانهء طفلان ، و نوباوگانى كه تأديب شوند ، و پيرى فقير احوال كه معلمش خوانند .
فطوس بر آن طاق صورت خود را نيز كشيده است ، چونان پرندگان با بال ، اما حال را ، پرواز نكند .
پس پاكا خداى كه سنگ سخت را به قهر فرمانپذير او ساخت تا در دل آن هر چيزى را به اندازه صورتگرى كند . 221 همانا اين صورتگر رومى ، با سبكى شگفت و تازه ، در طاق نقشگرى كرده است ، بدانسان كه عرب و عجم استادى او را خستو شدهاند .
نيز اين اشعار :
آن هنگام كه صورت شبديز را با زعفران ساختند 222 ، چيزى نمانده بود كه [ تأنس را ] بانگ كند .
گويا خسرو بزرگ و شيرين و سالخورده موبد موبدان ، به عمدا بر آنان ، عطر زعفران آگين پاشيدهاند ، و اكنون بدان صورت در آمدهاند كه گويى در پوششهايى ارغوانىاند « 1 » .
و در كرمانشاهان آن دكان « 2 » است كه پادشاهان جهان بر آن ، گرد آمدهاند :
هامش
( 1 ) - عبارت بيت چنين است : قطائف الارجوان ، ( متن ص 216 ) . در نسخهء عكسى ( ورق 100 ب ) « مطارف الارجوان » است . و اين ضبط ، لفظا و معنى انسب است .
( 2 ) - دكان به معناى سكو و بلندى و تختگاه است . در مجمل التواريخ و القصص ، چنين آمده است :
« . . . جايى بفرمود كندن ، جايگاهى پيدا گشت برسان دكانى از سنگ خارا . . . » ( ص 67 ) .