زيباتر از سربان « 1 » نديدهام . آن خيابانى است در رى ، ميان آن نهرى است و دو سوى آن را درختانى پوشانده است پيوسته و سر درهم . و در ميان آنها بازار است . چهارمين جاى سمرقند است .
و چون قباد ، بليناس رومى را به رى فرستاد ، او طلسمى دفع غرق را ساخت و مردمان از آن آسودند . زيرا كه رى بر كرانهء درياى غبار * 179 جاى داشت .
مردم رى بليناس را آزار رساندند . بدين گونه او طلسمى ساخت ، تا هر كس ، بدانجاى فرود آيد و ازدحام شود . اين راست كه هيچ كس از خراسان نيايد ، جز آنكه در آنجا بماند . طلسمى نيز براى گرانى نرخها ساخت و در آنجا هميشه گرانى است .
از آن پس بليناس گزارش كار خود را به قباد نامه كرد ، و از او اذن رفتن به خراسان خواست . قباد به او نوشت كه قباد بزرگ براى آباديهاى پس از رى ، تا رد بلخ و خراسان و گرگان و سيستان ، دويست و پنجاه طلسم كرده است . و از ما وراء النهر به آن سوى هم كه ديگر چيزى نيست .
شاعر گويد :
در رى نرخها از همه جا گرانتر است ، تا آنجا كه درهم و دينارى براى آدمى نگذارند .
تازه وارد در بازار رى سر گردان شود ، و دست و دل لرزان به هر سوى بنگرد .
هر روز بايد براى چاشت خود خواستهاى به دست آورد ، اگر چه براى چاشت [ روز پيش ] خواستهاى بس زياد داشته است .
هامش
( 1 ) - تعريف سربان در نسخهء عكسى ( ورق 142 ، ب ) آمده است كه خيابان زيبايى بوده كه از ميان شهر مىگذشته است و از دو سويش درختان انبوه سر درهم قد كشيده بودند و بازارهايى در اين خلال نهاده بوده است . نيز رك : در مورد سخن امام صادق عليه السلام ، دربارهء دولاب و شجرهء آن و اخبار امام از دقايقى . . .
نسخهء عكسى ( ورق 142 ، الف ) .