91 در بدرود با برادرش ، إمام حسن - عليه السّلام
حسين - عليه السّلام - ايستاده تا خبر درگذشت برادرش و نيمهء ديگر وجودش را در سراسر زندگانى ، و در فضائل ، و در روياروئى با دشواريها ، بپراكند ؛ برادرى كه اگر چه در ولادت ، شش ماه و ده روز از او پيشتر بود ، در شهادت ده سال بر او سبقت گرفت .
در سخنانى كه حسين - عليه السّلام - بر سر مزار برادر راند ، معانى فراگير و فراوانى بر زبان اين برادر داغديدهء انتقام ناكشيده روان گرديده . حسين - عليه السّلام - گفت :
« خدايت رحمت كناد ! اى أبا محمّد ! اگر مىبودى ، حق را در مظانّش يارى مىنمودى ، و در لغزشگاههاى باطل و در مواضع تقيّه با حسن تدبير خداى را بر همه چيز بر مىگزيدى .
انبوه بهترين چيزهاى دنيا را با چشمى خوارشمارنده بر مىرسيدى و دست پاك خويش را از آن بازپس مىكشيدى . « 1 »
و سركشترين « 2 » دشمنانت را با كمترين زحمت سركوب مىكردى .
چه ، تو فرزند سلاله نبوّت و شيرخوار سينهء حكمتى .
اينك به سوى روح و ريحان ، و جنّت نعيم مىروى .
خداوند أجر ما و شما را در سوك او بيفزاياد ! ، و آرام و غمگسارى
هامش
( 1 ) . در مختصر تاريخ دمشق ابن منظور ، به جاى « و تقبض عنها » كه در متن تاريخ دمشق چاپ شده ، « و تفيض عليها » آمده .
( 2 ) . در مختصر تاريخ دمشقبه جاى « ماردة » كه در متن تاريخ دمشق چاپ شده ، « بادرة » آمده .