17 يك موضعگيرى در برابر عمر
يكى از اين پارههاى پراكنده ، حديثى است كه يكى از موضعگيريهاى حسين - عليه السّلام - را در برابر عمر گزارش مىكند : هنگامى كه عمر بر منبر خلافت نشسته و حسين كمتر از ده سال از عمرش گذشته است . بر اين أساس كه در خانهء پدرش ، إمام على - عليه السّلام - به سر مىبرد ، از همهء گفتارها و كردارهائى كه طفل خانه مىبيند و مىشنود ، هر اندازه هم پوشيده و اندك باشند ، آگاه و سرشارست ، و اينهمه ، دمى ذهن او را رها نمىكنند . كودك ، گاه ، در پيرامون خود ، از كلمات نقش بسته بر چهرهها ، بيش از يك بزرگسال ، چيز مىخواند ، و از آواهاى پيرامونى روشنترين مقاصدى را كه فصيح ترين كلمات از بازگو كردنش ناتوانند ، مىشنود .
تازه اينها دربارهء كودكان عادى صادق است ، تا چه رسد به حسين ! او كسى است كه جدّش ، پيامبر - صلّى اللّه عليه و آله و سلّم - ، او را شايسته ديد تا بيعتش را بپذيرد و مادرش ، زهرا ، هنگامى كه أبو بكر از وى شاهد طلب كرد ، او را براى شهادت دادن بر آنكه « فدك » هديّهاى است از جانب پدر به زهراى مرضيّه ، شايسته دانست .
همين بس است كه حسين ، از خطبهء مادرش ، زهراء ، در مسجد رسول خدا ، و از انزواى پدرش در خانه در طول حيات زهراى مرضيّه ، دريابد كه حقّى بزرگ از ايشان غصب شده است .
افزون بر اين ، خانهء آنها چسبيده به خانهء پيامبر بود و تنها يك ديوار ميان دو خانه فاصله مىافكند و خداوند در خانهشان را به خود مسجد گشوده داشته ، و در جائى كه « خانهء فاطمه در ميانهء مسجد » بود [ 182 ] [ 158 ] ، چيزى را كه بر ديگران روا نبود ، براى أهل اين خانه روا داشته بود .
اكنون حسين اين خانهء گرانقدر را ، اندوهگين ، مهجور ، و خالى از ازدحام