تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الإمام الحسين ( ع ) سماته وسيرته ( سيره و سيماى امام حسين ع ) ( فارسي ) — صفحة 42

مساهمون:

ص٤٢
پس فاطمه پسرى به جهان آورد كه پيامبر - صلّى اللّه عليه و آله و سلّم - او را حسين ناميد و به نزد أمّ الفضل فرستاد و أمّ الفضل اين پسر را با شير قثم شير مىداد . « 1 » بدين ترتيب ، قثم بن عبّاس ، برادر شيرى إمام حسين - عليه السّلام - بود . إمام - عليه السّلام - برادر شيرى ديگرى نيز دارند كه نام او در مقتل حسين - عليه السّلام - آمده . او عبد اللّه بن يقطر است كه فرستادهء إمام - عليه السّلام - به كوفه بود ، و عبيد اللّه بن زياد ، پيش از واقعهء كربلا او را كشت . « 2 »

4 . غنّهء حسينى :

در حديث آمده : [ 264 ] از سفيان منقول است و او از شهاب بن حراش و او از مردى از قومش نقل مىكند كه گفت : من در سپاهى بودم كه عبيد اللّه بن زياد به سوى حسين بن على فرستاد ؛ و اين سپاه چهار هزار تن بودند كه آهنگ ديلم داشتند ولى عبيد اللّه بن زياد به سوى حسين بن على واگرداندشان . من با حسين ديدار كردم ؛ مردى بود با موى سر و ريش سياه . به او گفتم : السّلام عليك يا أبا عبد اللّه . گفت : و عليك السّلام - و غنّه داشت - ؛ سپس گفت : دستبرد شما به ما از هم امشب آغاز شد - يعنى چيزى دزديده شده است . شهاب گفت : اين سخن را براى زيد بن على بازگفتم و اين سخن كه « غنّه داشت » ، او را خوش آمد .
هامش
- عليهما السّلام - والى مكّه شد ، و پس از شهادت آن حضرت و پيش از رخداد كربلا ، به سال 56 يا 57 ه . ق ؛ در روند فتوحات شهيد گرديد . نگر : شذرات الذّهب ، 1 / 61 ؛ و : نهج البلاغه ، با ترجمهء شهيدى ، چ : 3 ، ص 534 ؛ و : الأعلام زركلى ، 5 / 190 . ( 1 ) . نگر : تاريخ دمشق ، حديث 231 و 232 ، و مختصر تاريخ دمشق ابن منظور ( 7 / 116 ) . ( 2 ) نگر : تسمية من قتل مع الحسين - عليه السّلام - ( ص 152 ) ، ش « 25 » .