پس فاطمه پسرى به جهان آورد كه پيامبر - صلّى اللّه عليه و آله و سلّم - او را حسين ناميد و به نزد أمّ الفضل فرستاد و أمّ الفضل اين پسر را با شير قثم شير مىداد . « 1 »
بدين ترتيب ، قثم بن عبّاس ، برادر شيرى إمام حسين - عليه السّلام - بود .
إمام - عليه السّلام - برادر شيرى ديگرى نيز دارند كه نام او در مقتل حسين - عليه السّلام - آمده . او عبد اللّه بن يقطر است كه فرستادهء إمام - عليه السّلام - به كوفه بود ، و عبيد اللّه بن زياد ، پيش از واقعهء كربلا او را كشت . « 2 »
4 . غنّهء حسينى :
در حديث آمده :
[ 264 ] از سفيان منقول است و او از شهاب بن حراش و او از مردى از قومش نقل مىكند كه گفت : من در سپاهى بودم كه عبيد اللّه بن زياد به سوى حسين بن على فرستاد ؛ و اين سپاه چهار هزار تن بودند كه آهنگ ديلم داشتند ولى عبيد اللّه بن زياد به سوى حسين بن على واگرداندشان . من با حسين ديدار كردم ؛ مردى بود با موى سر و ريش سياه . به او گفتم : السّلام عليك يا أبا عبد اللّه .
گفت : و عليك السّلام - و غنّه داشت - ؛ سپس گفت : دستبرد شما به ما از هم امشب آغاز شد - يعنى چيزى دزديده شده است .
شهاب گفت : اين سخن را براى زيد بن على بازگفتم و اين سخن كه « غنّه داشت » ، او را خوش آمد .
هامش
- عليهما السّلام - والى مكّه شد ، و پس از شهادت آن حضرت و پيش از رخداد كربلا ، به سال 56 يا 57 ه .
ق ؛ در روند فتوحات شهيد گرديد .
نگر : شذرات الذّهب ، 1 / 61 ؛ و : نهج البلاغه ، با ترجمهء شهيدى ، چ : 3 ، ص 534 ؛ و : الأعلام زركلى ، 5 / 190 .
( 1 ) . نگر : تاريخ دمشق ، حديث 231 و 232 ، و مختصر تاريخ دمشق ابن منظور ( 7 / 116 ) .
( 2 ) نگر : تسمية من قتل مع الحسين - عليه السّلام - ( ص 152 ) ، ش « 25 » .