كه نيايش چنين كرده . حتماً نزديكترين كسانش به وى او را از اين ماجرا آگاهانيده بودند ؛ ليك فائدهء حكايت كردن أبو هريره از اين رخداد چه بود ؟ ! آيا مىخواست إثبات كند كه با پيامبر ارتباط داشته و از سال چهارم هجرى در حضور ايشان بوده است ؟ ! يا مىخواست أفراد بپندارند كه وى از خاصگان پيامبر و بدين اندازه به آن حضرت نزديك بوده است ؟ ! پس به أخبار فراوان و مصرّحى كه از تأخّر إسلام أبو هريره و پيوستنش به پيامبر - صلّى اللّه عليه و آله و سلّم - پس از ولادت حسين - عليه السّلام - خبر مىدهند ، و تاريخ إسلام آوردن او را دقيقاً سال هفتم هجرى تعيين مىكنند ، چه پاسخى بايد داد ؟
3 . شيرخوارگى :
بىگمان حسين از سينهء مادرش ، زهراء ، شير معرفت و حكمت نوشيده است و در حديث آمده كه پيامبر زبان خود را و انگشت إبهام خود را در دهان حسين مىنهاد و او از اين دو چيزى مىمكيد كه گوشت بر تنش مىرويانيد ! « 1 » بارى ، در حديث آمده است كه همسر عبّاس عمّ پيامبر ، يعنى أمّ الفضل بنت حارث ، به اين طفل شير مىداد :
[ 8 ] اين زن در خواب ديد كه عضوى از أعضاى پيامبر - صلّى اللّه عليه و آله و سلّم - در خانهء اوست .
خود گويد : خوابم را براى پيامبر - صلّى اللّه عليه و آله و سلّم - بازگو كردم ؛ فرمود : « خواب خوبى ديدهاى ؛ فاطمه پسرى مىزايد كه تو با شير قثم « 2 » او را شير مىدهى » .
هامش
( 1 ) . نگر : حلية الأبرار ، السّيّد هاشم البحرانى ، تحقيق الشّيخ غلام رضا مولانا البروجردى ، ط . مؤسّسة المعارف الإسلاميّة ، 3 / 117 و 118 .
( 2 ) قثم بن عبّاس بن عبد المطّلب ، بعدها به سال 37 ه . ق از سوى أمير المؤمنين علىّ بن أبى طالب