سفيان گفت : و اين غنّه در حسينيان خاندان إمام حسين عليه السّلام هست .
5 . با برگ نيل خضاب مىكرد :
در حديث آمده :
[ 54 ] منقول است از عمر بن عطاء كه گفت : ديدم حسين بن على را كه با برگ نيل خضاب مىكرد . در اين هنگام او شصتساله بود ، و موى سر و ريش او سخت سياه مىنمود .
6 . فروتنى و بزرگوارى :
در حديث آمده :
[ 196 ] از أبو بكر ابن حازم منقول است كه حسين بر مساكينى كه داشتند در صفّه چيز مىخوردند ، گذشت . آنان گفتند : « بفرما چاشت » .
او نزد ايشان نشست و گفت : خداوند متكبّران را دوست نمىدارد .
با آنان چاشت خورد و آنگاه گفت : من دعوت شما را پذيرفتم ، پس شما هم دعوت مرا بپذيريد . گفتند : باشد .
ايشان را به خانه آورد و به رباب گفت : آنچه اندوختهاى بيرون آر . « 1 »
هامش
( 1 ) . مختصر تاريخ دمشق ابن منظور ( 7 / 129 ) .