اين كه كودكان با صفاى كودكانه بازى كنند ، بسيار زيباست ، و از آن زيباتر آن است كه اين بازى در حضور پيامبر بزرگوار از يكسو ، و جبرئيل ، فرشتهء آسمانى ، از ديگر سو ، صورت پذيرد . وقتى جبرئيل روح قوّت و شدّت و تشجيع را در حسين مىدمد ، بىگمان اين كار را بنا بر فرمانى آسمانى مىكند ، زيرا كه فرشتگان بزرگوار « يفعلون ما يؤمرون » « 1 » .
جبرئيل نقش ديگرى هم دربارهء حسين إيفا كرده است ؛ نقشى بزرگتر ؛ آن هنگام كه از كشته شدن و شهادت او خبر داد . جبرئيل نخستين فرستادهاى بود كه أخبار سماء را دربارهء شهيد كربلاء آورد ؛ بل تربتى سرخ از آن سرزمين براى پيامبر آورد ؛ و ما حديث اين ماجرا را در فقرهء 28 بازخواهيمگفت .
أمير مؤمنان - عليه السّلام - از آن نيروى غيبى كه حسين - عليه السّلام - بدان ممتاز بود و جبرئيل در او دميده بود ، خبر داشت ؛ زين رو او را در دليرى و بىپروائى به خود مانند مىكرد و مىگفت :
[ 184 ] و شبيهترين فرد از خانوادهام به من ، حسين است . « 2 »
و هنگامى كه از جنگ سخن مىراند ، مىگفت :
[ 185 ] و أمّا من و حسين ، ما از شمائيم و شما از ما . « 3 »
او همان دلاور بيباكى بود كه نه ضربههايش راه گريز مىداد و نه در آهنگش شكستى مىافتاد « 4 » .
إمام حسن - عليه السّلام - ، در حقيقت ، استوارى و صلابت حسين را بازگو مىكرد ، آنگاه كه به او مىگفت :
[ 187 ] اى برادر ، و اللّه ، دلم مىخواست بهرهاى از استوارى دل تو را مىداشتم . « 5 »
هامش
( 1 ) . س 16 ى 50 ، و س 66 ى 6 ؛ يعنى : كنند آنچه بدان فرمان داده شوند .
( 2 ) . مختصر تاريخ دمشق ابن منظور ( 7 / 128 ) .
( 3 ) . مختصر تاريخ دمشق ابن منظور ( 7 / 128 ) .
( 4 ) . نظر مؤلّف محترم آن است كه حديث أخير از وجه « شباهت » مذكور در حديث پيشين پرده برمىدارد ؛ و وجه شباهت همين دلاورى و بيباكى است .
( 5 ) . مختصر تاريخ دمشق ابن منظور ( 7 / 128 ) .