تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الشموس المضيئة في الغيبة والظهور والرجعة (ظهور نور) (فارسى) — صفحة 187

مساهمون:

ص١٨٧
بر اين دلالت مىكنند كه آن حضرت ، عدل را در بالاترين مرتبه‌اش اجرا مىفرمايد . حكم عدل ، حكمى است كه بىترديد ، با واقع امر و حقيقت و باطن هستى ، موافق است ، و واقع امر ، همان موافقت با فطرت الهى انسان است كه خداوند عزّ و جلّ فرموده است :
فِطْرَتَ اللَّهِ الَّتِي فَطَرَ النَّاسَ عَلَيْها ، لا تَبْدِيلَ لِخَلْقِ اللَّهِ ، ذلِكَ الدِّينُ الْقَيِّمُ وَ لكِنَّ أَكْثَرَ النَّاسِ لا يَعْلَمُونَ
« 1 » با اين بيان مختصر معنى عبارات احاديث روشن مىشود كه از جملهء آنهاست : الف . « به امرى غير از امر سابق قيام مىكند » در حديث اول ب . « دين نو و تازه‌اى برايتان مىآورد . » در حديث چهارم ج . امر نو و حكم جديد » در حديث پنجم د . « همه ، كتاب خدا را براى او تأويل مىكنند و با استدلال به آن ، در برابر امام مىايستند . » در حديث ششم ه . « به علم خودش حكم مىكند » در روايت يازدهم و . « به حكم خدا ، حكم مىكند » در روايت پانزدهم ز . « به سيرهء پيامبر رفتار نمىكند » در حديث چهارم از فصل دوم روايت بيست و دوم بهترين دليل براى بيانى است كه ذكر شد ، زيرا اين روايت گواه بر اين مطلب است كه براى هيچيك از پيامبران گذشته ، راه نشر علوم فطرى كه در سينه‌هايشان بود باز نشد ، زيرا مردم قابليت نداشتند و شرايط مناسب نبود ، امّا در زمان حضرت حجت عليه السّلام ، چون مردم در درجات بالاى كمال فكرى و عقلى هستند ، آن حضرت مىتواند علوم فطرى را منتشر كرده و عدل و دادى را كه بر نشر آن علوم مترتب مىشود اقامه كند . امّا علت خراب شدن بعضى از مساجد به دست آن حضرت ، اين است كه در دين اسلام ، مسجد محل عبادت خالصانه و خضوع و خشوع و در برابر خداوند و به مقتضاى فطرت انسانى ، زانو زدن در برابر قدرت لايزال احدى است ، بنابراين اگر مسجد از نظر شكل ساختمان و ويژگيهاى ديگرش به صورتى درآيد كه از مكان
هامش
( 1 ) . روم : 33 - فطرت الهى كه خداوند ، مردم را بر آن آفريده و هيچ تبديلى در خلقت خدا راه ندارد ، دين محكم و استوار همين است ، امّا بيشتر مردم از درك آن دورند .