مسخّر كرد و به كرمان كه در تصرف ابو كاليجار بويهى بود حمله نمود « 1 » ، ولى حملهء ينال از طرف ديلميان مقيم آنجا كه اندكى قبل از آن ( 1041 / 1042 ميلادى مطابق 433 هجرى ) نيز از اين محل عمان عربى « 2 » را به تصرف درآورده بودند ، دفع شد « 3 » .
با وقوع اين حادثه براى نخستين بار تصادمى مستقيم ميان آل بويه و سلجوقيان به وقوع پيوست ؛ ولى چون ابو كاليجار بويهى در اثر قبول ميراث عموى پر از دشمن خويش جلال الدولة در بين النهرين « 4 » و به سبب كشمكش با فرامرز « 5 » در اصفهان آنچنان مشغول بود كه نمىتوانست به طور جدى دربارهء دفع مهاجمان ترك بينديشد . زيان بسيارى به خاندان وى وارد آمد ، و به نيستى گراييد ؛ همانطورىكه سلسلههاى ديگر هم كه در شرايط و اوضاع مشابه ايشان ، خطرات تهديدكنندهء قشون منظم و پيشرو صحرانشينان را جدى تلقى نمىكردند ، به نيستى گراييدند . بدين طريق راه تصرف مجدّد همدان كه در آنجا گرشاسب دوباره براى مدت كوتاهى حكومت خود را تثبيت كرده بود ، براى ابراهيم ينال گشوده گشت و گرشاسب ناچار به كردهاى جوزقان پناهنده شد « 6 » .
همين امر سبب شد كه توجه سلجوقيان به كردها معطوف گردد ، و اگرچه
هامش
( 1 ) - بنا بر قول منابع ديگر حملهء مذكور ، توسط سردار ديگرى صورت گرفته است ، نه به وسيلهء وى .
( 2 ) - ابن الاثير ، ج 9 ، ص 173 .
( 3 ) - ابن الاثير ، ج 9 ، ص 176 . - در اينجا داستانهاى پهلوانى عجيبى نقل مىشود مثل اينكه يكى از غزها با يك ضربت شمشير دو شقه شده است : اين طرح داستانى راLudwig Uhlandدر شعر خود «Schwabens treiche» به كار برده است و بعدا نيز داستانى مناسب با آن از طرفMichael Choniatesنقل شده است .
رجوع كنيد به :Spies , Or . S . 17 mit ANM . 15 .( 4 ) - ابن الاثير ، ج 9 ، ص 178 و 181 . - دربارهء اسماعيلى بودن موقتى ابو كاليجار رجوع كنيد به فصل « شيعيان » از همين كتاب .
( 5 ) - ابن الاثير ، ج 9 ، ص 179 .
( 6 ) - ابن الاثير ، ج 9 ، ص 181 به بعد . - ضمن شمارش قبايل كردان در مقالهء ممتاز تحت عنوان « كردان » ازVladimir Minorskyدر ( 1237 - 1212( E I , IIنام اين قبيله ، در صفحهء 1219 طرف چپ به ميان مىآيد .