درآوردند « 1 » . در سال 1037 / 1038 ( 429 هجرى ) دستههايى از اين قشون مراغه را به تصرف آوردند و ابو كاليجار بويهى را در همدان به صلح ( و اندكى پس از آن به واگذارى شهر كه به غارت آن منتهى شد ) ناگزير ساختند . همچنين علاء الدولة را در 9 / 4 تا 8 / 5 / 1038 ميلادى ( رجب 429 هجرى ) به واگذارى رى - كه مدت پنج روز به صورت وحشتناكى غارت مىشد - و سپس به فرار به سوى اصفهان مجبور نمودند . به زودى پس از اين وقايع قزوين به دست سلجوقيان افتاد .
ارمنيان و مخصوصا كردهاى هذبانى كه از مدتها پيش طغيان كرده بودند ، نيز مىبايستى هدف لطمات سلجوقيان قرار گيرند « 2 » . در عين حال ، به سلجوقيان نيز متقابلا ضربات شديدى وارد آمد ؛ مثل سيل خونينى كه مخصوص ابو منصور وهسوذان سوّم پسر مملان ( مهلان ) « 3 » در تبريز ( 1040 / 1041 ميلادى برابر با 432 هجرى ) از افراد سلسلهء روّادى موجود در آنجا - يعنى ابتدا از بين افسران و سپس از افراد پادگان آنجا - به راه انداخت ( با وجود اينكه همسر خود او يكى از اشراف غزى بود ) ، و گذشته از اين در مناطق كوهستانى حوالى موصل نيز سلجوقيان از طرف كردهاى هكّارى كه در مقابل حملهء فاتحان ترك به آنجا عقبنشينى كرده بودند « 4 » ، به نظائر آن مبتلا گشتند . بر اثر اين تجارب مهاجمان ترك از تصرف مناطق كوهستانى ، كه براى تاختوتاز ايشان مناسب نبود ، چشم پوشيدند و به تسخير شهرها پرداختند . در نتيجه « ديار بكر » به دست ايشان افتاد ، در صورتى كه موصل هنوز به طور موقت از خود دفاع مىنمود « 5 » .
هامش
( 1 ) - راوندى ( راحة الصدور ) صفحات 18 تا 100 ؛ - ابن الاثير ، ج 9 ، صفحات 162 تا 167 .
( 2 ) - ابن الاثير ج 9 ، ص 132 به بعد .
( 3 ) - بنا به عقيدهء كسروى ( شهرياران گمنام ، ج 2 ، ص 43 به بعد ) اين كلمه فقط تغيير شكلى از محمد است .
( 4 ) - ابن الاثير ، ج 9 ، صفحات 133 و 157 ؛ - كسروى ( شهرياران گمنام ) ج 2 . صفحات 73 تا 83 و 54 تا 57 ؛ - مراجعه كنيد به :Justi , Namb . 341 lks ( Nr . 5 ) ; Vlad . Minorsky in der E I , IV 633 ( s . v . Tabriz ) .( 5 ) - ابن الاثير ، ج 9 ، ص 134 به بعد .