تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ايران در قرون نخستين اسلامى ( فارسي ) — صفحة 218

مساهمون:

ص٢١٨
رخ داد مجروح ، و ناگزير گشت خود را مدتى پنهان سازد « 1 » . و هرچند مسعود نتوانست به علاء الدولة و هم‌پيمان وى فرهاد بن مرداويچ در كوهستانى نزديك بروجرد ( جنوب شرقى همدان ) دست پيدا كند ، ولى كوشش علاء الدولة نيز براى تسخير مجدد همدان ، پس از زدوخوردهاى سختى با قشون غزنوى از خراسان ( كه اكثر كرد بودند ) ، با عدم موفقيت مواجه شد ، و سرانجام اصفهان در دست علاء الدولة باقى ماند « 2 » تا اينكه حملهء ثانوى مسعود در 1034 ميلادى ( 425 هجرى ) وى را به فرار به ايذج ناگزير نمود ، درحالىكه فرهاد در اين جنگ كشته شد « 3 » . در اين ميان شورشى كه در هندوستان ( 1033 ميلادى برابر 424 هجرى ) برپاگشت حكومت غزنوى را در ناحيهء جبال ، بار ديگر دچار مخاطره ساخت . در گرگان و مازندران قابوس بن وشمگير حكومت خود را مستقر ساخت ، ولى به زودى مسعود دارا پسر منوچهر را به جاى او منصوب نمود و دارا نيز پس از قيامى ( 1035 ميلادى برابر 426 هجرى ) به جهت پرداخت خراج ناگزير سر به اطاعت مسعود فرودآورد « 4 » . مسعود در حوالى رى نيز ناگزير با شهر بوش ، صاحب ساوه پيكار نمود « 5 » و او را برانداخت ( 424 هجرى ) . در سال 1034 ميلادى ( 425 هجرى ) از طرف طبقات ناراضى ( بيشتر از اهالى ابيورد و طوس - م ) كه به « عياران » « 6 » موسوم بودند ( شايد اينها كسانى بودند كه امكان معاش آنان به دست تركان سلب شده بود ) در نيشابور شورشى برپاشد و امير كرمان كه اتفاقا در آن موقع در آنجا حضور داشت به كمك نيشابوريان با زحمت و رنج زيادى
هامش
( 1 ) - گرديزى ( زين الاخبار ) ، ص 98 ؛ - ابن الاثير ، ج 9 ، ص 139 به بعد . ( 2 ) - ابن الاثير ، ج 9 ، ص 147 ( 3 ) - مرجع سابق ، ص 150 به بعد . ( 4 ) - گرديزى ( زين الاخبار ) ص 99 ؛ - ابن الاثير ، ج 9 ، ص 153 . ( 5 ) - ابن الاثير ، ج 9 ، ص 148 . ( 6 ) - رجوع كنيد به فصل « مشاغل و مناصب مختلف » از همين كتاب . ( ابن اثير ، وقايع سال 425 هجرى - م ) .