حتى محمود غزنوى در سالهاى آخر زندگانيش ( از 1024 ميلادى برابر 415 هجرى ) پس از بستن قراردادى با قدر خان قراخانى ( در كاشغر ) « 1 » ، ناگزير بود با غزها در سرحد ماوراءالنهر پيكار كند ( در اين جنگها اغلب فرماندهى سپاه با پسرش مسعود بود « 2 » ) ، ولى با اين همه نتوانست از پيشروى اين دستههاى ترك چادرنشين به طرف گرگان و قسمتى به سوى آذربايجان و ارمنستان و « سپوركان » ( حتى در سال 1021 ؟ ؟ ) ، جلوگيرى كند « 3 » . به موجب اسامى اكثر رؤساى اين دستهها مىتوان حدس زد كه در آن موقع هنوز ايشان به دين اسلام نگرويده بودند : چه اينكه تنها يك نام اسلامى ( منصور ) در ميانشان ديده مىشود . علاء الدولة بن كاكويه نخست تصور مىكرد كه مىتواند دستههايى از ايشان را به كمك و حمايت خود جلب كند ، اما نفاق و كشمكشى كه به زودى با صاحبمنصبان « 4 » خراسانى ايجاد گشت ، ثابت كرد كه اختلاف و تضاد ميان تركان و ايرانيان هنوز مانند سابق به قوت خود باقى است . در واقع غزها در آذربايجان كاملا مستقل و بدون رعايت قدرتى كه در آن سامان موجود بود رفتار مىكردند و به زودى هم كار آنها به جائى رسيد كه خود نيز به تسخير و تصرف دست زدند .
ليكن هنوز زمان آرامش آذربايجان و اصولا نواحى شمال غربى ايران نيز از جهات ديگر فرا نرسيده بود . علاء الدولة نيز تصور مىكرد كه با مرگ محمود غزنوى مجددا دوران حكومتش آغاز گردد و آرزو داشت كه در غزنه بر
هامش
( 1 ) - گرديزى ( زين الاخبار ) ، ص 82 به بعد ؛ - و نيزNazim 53 - 55( 2 ) - راوندى ( راحة الصدور ) ، ص 86 تا 91 ؛ العراضة فى حكايات السلجوقية ( فهرست : 165 ) ، صفحات 275 تا 282 ؛ - گرديزى ( زين الاخبار ) ، ص 81 و 85 به بعد و 89 ؛ - الحسينى ( اخبار الدولة - السلجوقية ترجمهء تركى : فهرست : 130 ) ، صفحات 1 تا 3 ؛ - البندارى ( سلجوقيان ، فهرست 133 ) ، ص 5 به بعد ؛ ابن الاثير ، ج 9 ، صفحات 130 تا 132 ؛ - و نيز :Barthold , Turk . 282 - 286 ; Gafurov 234 - 237 .( 3 ) - كسروى ( شهرياران گمنام ) ، ج 2 ، صفحات 61 تا 67 .
( 4 ) - ابن الاثير ، ج 9 ، ص 132 ؛ - و نيز :Miles , Kakw . S . 101