مدتها سرحدى را تشكيل مىداد كه تركها فقط به عنوان اسراى جنگى يا به عنوان گروه سربازان و صاحبمنصبان مزدور از آن مىگذشتند ( چنان كه سبكتكين پدر محمود نيز با همين عنوان توانست از اينجا بگذرد ) ، اما در اين زمان مقارن مرگ محمود ، كه قسمت اعظم غزها در تحت رهبرى چهار پسران سلجوك « 1 » ( به عربى : سلجوق ) ، رئيس آنان ، به صورت دولت واحدى باهم پيوستند ، وضع تغيير يافت . اخلاف سلجوقيان محتملا با خزرها ارتباط داشتهاند و شايد ( همانطورىكه اسامى چهار بيگ اول كه از تورات گرفته شده نشان مىدهد ) اينان نيز مانند طبقهء ممتاز خزرها ، اصلا به دين يهود ( يا مسيحى نسطورى ) متديّن بودهاند . « 2 »
هامش
der E I , turk . I 419 - 426 )در صدد نشان دادن اين مطلب برآمده كه رود جيحون از طريق اوزبى( Ozboi )به بحر خزر مىريخته است ، ولى ظاهرا اين نظر به موجب تحقيقات محقق ديگرى كه در محل بوده است رد مىشود ، يعنى به وسيلهء :
وى( Tolstov )به موجب تحقيقاتى كه به وسيلهء هواپيما از بالا به عمل آورده است ( ص 109 ) ، مدعى است كه در تمام طول « اوزبى » ، با تمام وسعتى كه دارد ، كمترين اثر آبيارى و يا خانهسازى و توطن ديده نمىشود ؛ فقط از اواخر قرون وسطى ( ظاهرا قرن 15 / 16 هجرى ) در مسير خود رودخانهء « اوزبى » آثار « مزارع ابتدايى » ديده مىشود . مواد لازم براى اين مورد ، در :B . Spuler in « Historia » I / 4 ( 1950 ) S . 601 - 615 ; Amun Darya , in « Kan Dany Armagani » Ankara 1958 , S . 231 - 248 .( 1 ) - در مورد تلفظ اين كلمه رجوع كنيد به : كاشغرى ( ديوان لغات الترك ) ج 1 ، ص 397 ( برابر با كاشغرى ، فهرست : 56 ، ص 248 ) ؛ - و نيز :Barthold , Vorl . 101 ; Rasonyi Lajos : Selcuk adinin menseine dair , im « Bellten » III ( 1939 ) , S . 377 - 384( كتاب فوق دربارهء ريشهء كلمهء سلجوك و شامل اطلاعات تاريخى و توضيح احتمالات ممكن دربارهء آن مىباشد ) ، ولى اطلاعاتى كه دربارهء پدر سلجوك داده مىشود متفاوت است . رجوع كنيد به : راوندى ( راحة الصدور ) ، ص 88 ؛ - و العراضة فى حكايات - السلجوقية ( فهرست : 165 ) ، ص 274 به بعد . - و نيز :Cahen , Mal . 42 f .( 2 ) - رجوع كنيد به :Dunlop ( Lit . - Verz . Nr . 128 )؛ - و نيز :Cahen 57( ولىCahenدر ص 42 از كتابش در اين امر ترديد مىكند كه انسان بتواند تنها براساس اسامى ، چنين ادعايى را بنمايد ) .