نيز به تسخير تمام استان جبال « 1 » توفيق يافت . بدين ترتيب فرزندان سلحشور و رزمآراى ديلم بر اوضاع مسلط شدند و در برابر آنان در مغرب و جنوب ايران حريف همطراز ديگرى وجود نداشت و ديگر كسى نبود كه حتى از پيشروى آنان بر ضد دولت خلفا در بين النهرين جلوگيرى كند : يعنى بر ضد دولتى كه در نتيجهء جنگ با قرامطه كه پياپى شورش مىكردند و هم در اثر لشكركشى مداوم به ايالات مختلف ، ضعيف شده بود . با اين وضع سرنوشت آيندهء بغداد تعيين شده بود . اما با تمام احوال براى خلفا اين خود سعادتى بود كه به جاى مرداويچ ، يعنى آن مرد متعصب ميهنپرست ايرانى با آن برنامهء تنظيم شده و بدين جهت سرسخت و لايتغيّر ، اكنون آل بويه بين النهرين را تصرف كردند ؛ زيرا اگرچه ايشان شيعى مذهب بودند ، ولى اطلاعات آنان اندك بود و بدين جهت با هر محيطى مىساختند . ازاينرو ، با وجود اينكه بار سيادت آل بويه شانهء امير مؤمنان را سخت مىفشرد با اين وصف اين مقهوريّت بهمنزلهء انقراض دولت عباسيان محسوب نمىشد .
يكى از شرايط اين تحولات در دورهء دهسالهء آيندهء ايران افزايش و توسعهء قدرت آل بويه بود . برادر سوم ، معز الدولة ، احمد كه تا اين زمان سرزمينى در اختيار نداشت توانست در اين بين با كمك دو برادر ديگر خود ايالت كرمان را تصرف كند و قشون ماكان و سامانيان را از آنجا براند و ساكنان كوهستانى ( قفص و بلوچ ) را تحت انقياد خود درآورد . معز الدولة پس از شورشى كه با عدم موفقيت روبرو شد و در ضمن آن ، دست چپش قطع گرديد با برادران خود آشتى كرد ( 936 ميلادى مطابق 324 هجرى ) . « 2 » با فراهم شدن اين مقدمات ، در اين موقع كه ديگر
هامش
( 1 ) - ابن الاثير ، ج 8 ، ص 96 به بعد ؛ - و نيز مراجعه شود به : عوفى ( جوامع الحكايات ) ، ص 153 ، شمارهء 344 .
( 2 ) - ابن مسكويه ( تجارب الامم ) ، ج 1 ، ص 352 به بعد ؛ - ابن الاثير ، ج 8 ، ص 104 .