تعبيرات اصل كتاب به نحوى ايجاد ترديد نموده است ؛ چه بسا كه مقابلههاى بيشترى موجب توجه به نكات زيادترى گردد .
با اين وصف ، نه خردهگيرى نقّادان و نه لزوم اصلاحات مذكور هيچيك ، نه از اهميّت نويسندهء ايران دوست آن ، كه امروز بدون شك در رديف بزرگترين شرقشناسان عصر ما قرار دارد ، مىكاهد ، و نه از عظمت اين كتاب ، كه هر صفحهاى از آن محصول علمى و استنباطى صدها صفحه متن اصلى و متون تحقيقى محققان ديگر دربارهء آنها ، - به زبانهاى گوناگون - مىباشد .
در اصل كتاب سنوات وقايع به ميلادى آمده و تطبيق آن با هجرى از طرف نگارنده صورت گرفته ، ولى باز بر خلاف معمول ابتدا ، تاريخ ميلادى ذكر گرديده است . اين شيوه ازاينرو انتخاب شد كه تبديل سنوات هجرى به ميلادى ( كه از طرف مصنّف يا محققان ديگر به عمل آمده است ) همه جا بهطورى انجام نشده كه تبديل مجدّد آن به هجرى ، بدون در دست داشتن منابع اصلى آنها ، موجب تغييرى ثانوى نگردد . با اين ترتيب مسئوليت آن بر عهدهء مصنّف مىماند ، اگرچه نگارنده تا آنجايى كه به منابع دسترسى يافته از تصحيح آن كوتاهى نكرده است .
همچنين در مورد استنباطات مصنّف در زمينهء عقايد دينى و مذهبى تغييرى داده نشده و اظهار نظرى نگشته ، تا خوانندگان مستقيما با ديد ديگران دربارهء اديان و مذاهب آشنا گردند و مجال بحث علمى براى آنان بماند .
عبد الجواد فلاطورى
تاريخ ايران در قرون نخستين اسلامى ( فارسي ) — صفحة مقدمه 10
مساهمون: برتولد اشپولر
صمقدمه ١٠