( 1 ) به ولايت عهد خويش ممنصوبش كند و گفته بود :
گمان نمىكنم با اين فداكارى كه در حق رضا كردهام در ميان آل ابى طالب كسى از من وحشت بدارد و مرا امين نشمارد .
عبد اللّه بن موسى پاسخ او را چنين داد :
نامهى تو به من رسيد . دريافتم كه چه مىگوئى و چه هدف دارى .
تو همچون صيادى كمين گرفتهاى و مرا مانند صيدى صحرائى فريب ميدهى .
تو حيلهها ميورزى و هدف تو اينست كه خون من بر خاك بيفشانى .
من از اين دانه كه بر دام من مىافشانى حيرت دارم . ميخواهى مرا به ولايت عهد خويش برگزينى و گمان مىكنى از آنچه در حق رضا كردهاى خبر ندارم .
تو دربارهى من چه گمان بردهاى ! گمان تو اينست كه من به تخت و تاج تو رغبتى دارم ؟
كدام سلطنت . ؟ اين سلطنت كه شادابى و حلاوتش ترا مست كرده است ؟
به خدا اگر زنده به آتش شعلهور فرو افتم بر من گواراتر و
مقاتل الطالبيين ( فرزندان ابو طالب ) ( فارسي ) — صفحة 29
مساهمون: جواد فاضل
ص٢٩