( 1 ) اگر اجل مهلتم دهد و ياران خدا دست برادرى بدست من دهند جان خود را در راه جهاد ، جهاد با تو ، خواهم باخت و بر سر اين سودا جان شيرين خواهم گذاشت و اگر نوبت من فرا رسد و تو پس از من شربت مرك بنوشى مسلم است كيفر كردار خويش را در آن سراى دريافت خواهى داشت .
من نمىگويم كه بر تو اى دشمن اسلام و اى دشمن مسلمانان تا كجا كينه و عداوت دارم .
خدا ميداند و دانائى او به تنهائى كافيست و السلام عبد اللّه بن موسى همچنان متوارى و مستور بود تا عهد جعفر متوكل از جهان ديده بر بست .
سليمان زينبى مىگويد :
چهارده روز از مرك عبد اللّه بن موسى مىگذشت كه صبح گاهى اين خبر را بعرض متوكل رسانيدند ، بعلاوه خبر رحلت احمد بن عيسى نيز به او رسيد .
وى سخت خوشنود شد زيرا از اين دو نفر ميترسيد .
او ميدانست كه ملت شيعهى زيديه نسبت به اين دو شخصيت علوى تا چه اندازه مطيع و مؤمن هستيد .
متوكل از اين نگران بود كه مبادا يك تن از اين دو نفر بر ضد او قد علم كند و اساس سلطنت او را فرو ريزند .
مقاتل الطالبيين ( فرزندان ابو طالب ) ( فارسي ) — صفحة 32
مساهمون: جواد فاضل
ص٣٢