( 1 ) بشنوم ، پناه ميبرم به خدا اگر غضب امير مرا دريابد .
- گوش كن ابراهيم ، من هزار سوار مسلح همراه تو كردهام و دستور دادهام صد هزار درهم نيز به تو تسليم كنند تا در راه اين بسيج به كار ببرى و نيازمنديهاى خود را تأمين سازى .
هم اكنون بطبل جنگ بكوب و شيپور رحيل بنواز .
سپاه تو ( اين پنج هزار مرد مسلح ) بهمراه تو عزيمت خواهند كرد .
شتاب كن و يك راهنما نيز بهمراه خويش بردار و از اسطبل مخصوص سه اسب بدنبال خويش يدك كن تا اگر مركب تو در عرض راه از رفتن باز مانده پياده نمانى و درنگ روا ندارى .
بدليل راه خود هزار درهم عطا كن و او را بر يكى از اين اسبهاى يدك منشان تا بتواند در اين سرعت با تو همراهى كند .
وقتى يك فرسنگ ميان تو و قريهى « نسا » فاصله مانده اين نامهى مهر كرده را باز كن و مضمونش را به كار ببر .
زنهار كه يك حرف از اين نامه را ناخوانده نگذارى و زنهار كه در اطاعت از اين فرمان تعلل روا ندارى .
اين را هم بدان كه من جاسوسى را بر تو گماشتهام كه حتى نفسهاى ترا هم به من گزارش خواهد داد .
حذر كن ، حذر كن و تو ميدانى كه عصيان من چه كيفرى خواهد داشت .
مقاتل الطالبيين ( فرزندان ابو طالب ) ( فارسي ) — صفحة 362
مساهمون: جواد فاضل
ص٣٦٢