( 1 ) مرور ايام به كهنگى و فرسودگى خواهد گرائيد .
خوبست كه وصاياى خويش را بازگوئى .
محمد بن ابراهيم فرمود :
- من ترا به تقوى وصيت مىكنم و سفارش مىكنم هميشه از دين خويش دفاع كن و اهل و بيت پيامبر خويش را در حمايت خود نگاه دار زيرا جانشان با جان تو بستگى دارد .
پس از مرگ من مردم مختارند هر كه را از خاندان رسول اللَّه شايسته ديدهاند به امامت خويش برگزينند ولى اگر از من در اين انتخاب عقيدهاى بخواهند من ميان آل امير المؤمنين على شما را به بيعت على بن عبيد اللَّه دعوت مىكنم زيرا من با او عشرت و آميزش داشتهام و روش او را پسنديدهام .
در اين هنگام زبان محمد بن ابراهيم از گفتار باز ماند . جنب و جوش حبات در اندامش فرو نشست .
ابو السرايا با دست خود چشمان محمد را بست و بعد او را در خوابگاهش فروخوابانيد .
محمد بن ابراهيم بدين ترتيب رخت از اين عالم به عالم ديگر كشيد اما ابو السرايا به اقتضاى سياسى مصلحت ديد كه مرگ او را تا چندى مكتوم بدارد .
شب هنگام ابو السرايا جنازهى محمد بن ابراهيم را با گروهى از
مقاتل الطالبيين ( فرزندان ابو طالب ) ( فارسي ) — صفحة 299
مساهمون: جواد فاضل
ص٢٩٩